از آسمان هفتم اگر سر بر آورم

از آسمان هفتم اگر سر بر آورم

اعلام می کنم که فقط خاک این درم

 

مهر تو بود شیره ی جان در وجود من

از لحظه ای که شیر به من داد مادرم

 

با دشمن تو تا ابدالدهر دشمنم

حتی اگر بود پدرم یا برادرم

 

من از در سرای تو جایی نمی روم

حتی اگر جواب کنی باز نوکرم

 

تا زنده ام حسینیم و کربلاییم

ارباب من حواله نده جای دیگرم

ادامه نوشته

اسیر عشق حسینم اسیر می میرم

اسیر عشق حسینم اسیر می میرم

به شوق کرب و بلایش حقیر می میرم

 

اگر که روزی من کرب و بلا شود مولا

میان آن حرم دلپذیر می میرم

 

اگر کرم کنی و وقت مرگ من آیی

به شوق این کرم بی نظیر می میرم

 

اگر که ملک جهان را بدست آرم من

بدون مهر و ولایت فقیر می میرم

 

لباس نوکریت داده اعتبار مرا

اگرچه نوکرم اما امیر می میرم

ادامه نوشته

گفتند کارتان، همه گفتیم نوکریم

گفتند کارتان، همه گفتیم نوکریم

چون بار عشق را به سر شانه می بریم

 

ما را اگر چه بازی دنیا خراب کرد

اما به لطف روضه ی ارباب بهتریم

 

از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است

پس می شود به عشق تو از هر چه بگذریم

 

فرقی نمی کند چه کسی با چه منصبی

در پای سفره ات همه با هم برابریم

 

گریه زبان مادری نوکران توست

احساس می کنم همه با هم برادریم

 

ادامه نوشته

در این غزل فقط سخن از شیر مادر است

در این غزل فقط سخن از شیر مادر است

احساس من به پنج تن از شیر مادر است

 

می خواست یک پسر که شوم خادم الحسین

گر خادمم، و سینه زن از شیر مادر است

 

با گریه ریخت شهد ولایت به کام من

این شور و حال و اشک من از شیر مادر است

 

او گفت یا علی بگو از جا بلند شو

این ذاکر علی شدن از شیر مادر است

 

بر تن، محرم و صفر و فاطمیه ها

رنگ سیاه پیرهن از شیر مادر است

ادامه نوشته

از روضه هفتگی ات پا گرفته ایم

از روضه هفتگی ات پا گرفته ایم

در بین نوکران شما جا گرفته ایم

 

گریه برای تان شده سر مایه ای که ما

این هدیه را ز حضرت زهرا گرفته ایم

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام

خواب دیدم خسته و افسرده ام

 

روی من خروارها از خاک بود

وای قبر من چه وحشتناک بود

 

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

 

ناله می کردم ولیکن بی جواب

تشنه بودم در پی یک جرعه آب

 

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

ادامه نوشته

با همین سوز که دارم بنویسید حسین

با همین سوز که دارم بنویسید حسین

هر که پرسید ز یارم بنویسید حسین

 

ثبت احوال من از ناحیه ارباب است

همه اهل و تبارم بنویسید حسین

 

خانه آخرتم هست قدمگاه حبیب

سر در قصر مزارم بنویسید حسین

ادامه نوشته

در روضه های آل عبا قد کشیده ام

در روضه های آل عبا قد کشیده ام

این خانواده را ز ازل برگزیده ام

 

همچون کبوتری که به دنبال دانه است

هرجا که روضه ای شده بر پا پریده ام

 

این جا گدا شدن به خدا اوج عزت است

 این را من از کلام سلیمان شنیده ام

ادامه نوشته

بر سر در بهشت برین بیرق عزاست

بر سر در بهشت برین بیرق عزاست

چون روز اول از دهه ی هیئت خداست

 

جبرئیل گریه ام به سر و سینه می زند

وقت نزول آیه ی حی علی العزاست

 

چیزی که در نهایت خیرالعمل بود

گریه برای فاطمه ی فاطمیه هاست

ادامه نوشته

عطری که از حوالی پرچم وزیده است

عطری که از حوالی پرچم وزیده است

ما را به سمت مجلس آقا کشیده است

 

از صحن این حسینه تا صحن کربلا

صد کوچه وا کنید، محرم رسیده است

 

دست ازل، دو چشم مرا وقف گریه کرد

اصلا" مرا برای همین آفریده است

ادامه نوشته