تو آن سروی اگر سر بر کنی، سرها بیآرایی

تو آن سروی اگر سر بر کنی، سرها بیآرایی

وگر سرور شوی  آئین سرور ها بیآرایی

 

به نقاش ازل مانی  که با نقش جهان آرا

چمن ها با گل و سرو و صنوبرها بیآرایی

 

نه هر کو کاروان راند رموز رهبری داند

تو فن رهبری دانی که رهبرها بیآرایی

 

بدین شوق شهادت ها چه بیم از لشکر دشمن

که هر آنی تو آن دانی که لشکرها بیآرایی

 

به فرمان تو پاکان با لقاء الله پیوستند

چه رنگین حجله ها از سنگ و سنگرها بیآرایی

ادامه نوشته

سالگرد انقلاب آمد پدید

سالگرد انقلاب آمد پدید

انقلابی چون سپیده پرنوید

 

فجر رستن، فجر رستن، فجر شوق

فجر بشکفتن چو گل در باغ ذوق

 

انقلابی چون سحر ظلمت شکن

تا به عمق کلبه‏ها پرتوفکن

 

فجر نورافشانی قرآن و دین

فجر قدرت‏یابی مستضعفین

 

انقلابی چون شفق سرشارِ خون

گوهر آزادگی را آزمون

ادامه نوشته

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده

در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

 

مثل آب بود آن روز آب چشمه ای شیرین

چشمه ای که می بیند مرد تشنه ای غمگین

 

گرچه در زمستان بود چون بهار بود آن روز

سرزمین ما ایران لاله زار بود آن روز

 

روز خنده ی ما بود روز گریه ی دشمن

روز خوب پیروزی بیست و دوم بهمن بیست و دوم بهمن

 

مثل غنچه بود آن روز غنچه ای که روییده

در هوای بهمن ماه بر درخت خشکیده

ادامه نوشته

در آسمان جان ما، خورشید گل کرد

در آسمان جان ما، خورشید گل کرد

پیش از دعا ،وقت سحر ،خورشید گل کرد

 

چون لاله ای خونین کفن، در سینه خاک

با یاد میر کربلا،خورشید گل کرد

 

گل می کند از سوی مشرق،چهره روز

چون چشمه مهر و صفا،خورشید گل کرد

 

در مغرب شط فرات و دجله، ا ین بار

با پیک پیغام شما،خورشید گل کرد

 

وقتی که تیرحادثه زد بوسه بر او

در خاک سرخ نینوا،خورشید گل کرد

ادامه نوشته

یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود

یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود

و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود

 

یاد باد آن دل تپیدن‏های مشتاقان یار

و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود

 

عشق را صد رشته جان، در لعل نوشین بسته بود

حسن راصد چشم دل، آیینه وار آورده بود

 

از گلستان شهیدان تا به مهرآباد عشق

موج دریای زمان، چشم انتظار آورده بود

 

منکران گفتند با یک گل نمی‏گردد بهار

لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود

ادامه نوشته

برخیز، که فجر انقلاب است امروز

برخیز، که فجر انقلاب است امروز

بیگانه صفت، خانه خراب است امروز

 

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد

از لطف خدا، نقش بر آب است امروز

 

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است

روز آمده، تاج لاله بر سر زده است

 

با آمدن امام در کشور ما

خورشید حقیقت از افق سرزده است

 

والفجر که سوگند خدای ازلی است

روشنگر حقی است که با آل‌علی است

ادامه نوشته

از اوج بروج حق سردار قیام آمد

از اوج بروج حق سردار قیام آمد

بر شوق سماع جان، انوار امام آمد

 

طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد

شمشیر اناالحق چون بیرون ز نیام آمد

 

آن پیر پیام آور بت بر کن ولا گستر

بر گستره ای لبریز از خون و قیام آمد

 

گفتا که من آن بحرم کارام نمی گیرد

در مسلک بیداران آرام، خرام آمد

 

عنبر چکد از نامش، سر مقدم اقدامش

بر لحظه سرمستان اکسیر دوام آمد

ادامه نوشته

این دهه فجر است گویی نوبهار

این دهه فجر است گویی نوبهار

وین همه مهراست از او یادگار

 

غصه ها رفتند و افسانه شدند

ناله ها فریاد مستانه شدند

 

در دهه فجرامتش پیروز شد

ماه بهمن ماه جان افروز شد

 

فجر گویی نوبهار زندگی

چون چراغی در ره سازندگی

 

ماهمه دلداده ی رهبرشدیم

تا ابد او یار و ما یاورشدیم

ادامه نوشته

کسی که ماه شب تار بی قراران شد

 کسی که ماه شب تار بی قراران شد

انیس جان و شفا بخش قلب یاران شد

 

نفوذ چشم و کلامش به جان اثر می کرد

همان که دلبر و دلدار رهسپاران شد

 

نه قلب پیر و جوان پر شد از محبت او

صمیم قلب مصفای نو نهالان شد

 

به سردی دی و بهمن که ناله یخ میزد

صفای آمدنش گرمی بهاران شد

 

وجود مردم ایران ز دوریش غمناک

حبیب اهل دل و پیر این جماران شد

ادامه نوشته