از الف آوای بر لب تا به محشر عسکری است

از الف آوای بر لب تا به محشر عسکری است

اهلِ این کاشانه را مولا و رهبر عسکری است

 

ب، برائت می کنم از دشمنانش روز و شب

بهترین نامی که یادم داده مادر عسکری است

 

پ، پناهم داده با آن لطف مادر زادی اش

پور زهرا شیر غران یابن خیبر عسکری است

 

ت، توان کی از مقامش بر لب آوردن کلام

تا خدا دارد خدایی ذره پرور عسکری است

 

ث، ثنایش می کنم تا جان به تن باشد مدام

ثروتی داد آنکه ما را همچو زیور عسکری است

ادامه نوشته

ا، اى دوا بر درد بيماران ما

ا، اى دوا بر درد بيماران ما

ب، بهترين تفسير بر قرآن ما

 

پ، پيشوا بر خيل خوبان گشته اى

ت، تا ابد اى جان و اى جانان ما

 

ث، ثابتم فرما بر اين در تا ابد

ج، جان بگير اما نگير ايمان ما

 

چ، چشم ما را دور کن از غير خود

ح، حال ما را خوش بفرما جان ما

 

خ، خواهشم اين است و غير از اين مباد

د، در جزا بگذر وز آن عصيان ما

 

ذ، ذکر نامت را نگير از ما دمى

ر، رحم کن بر ما و بر ياران ما

ادامه نوشته

السلام علیک یا ساقی

السلام علیک یا ساقی

 گوشه چشمی، خراب آمده ام

 

 اشک هایم دخیل دامن تان

 زائربارگاه میکده ام

 

 دارم اذن دخول می خوانم

 های وهوی مرا نگاه نکن

 

 به دلم دست رد نزن امشب

 روزگارمرا سیاه نکن

 

 به سبوخانه ی نگاهت من

 یازده جام می بدهکارم

ادامه نوشته

ز خاک پای تو اول سرشت قلبم را

ز خاک پای تو اول سرشت قلبم را

سپس غبار حریمت نوشت قلبم را

 

ز نور معرفت و رحمت و ولایت تو

بنا نهاد چنین خشت خشت قلبم را

 

میان مزرعه‌ی سبز استجابت تو

کنار چشمه‌ی خورشید کشت قلبم را

 

مرا اسیر تماشای چشمهایت کرد

سپس نهاد میان بهشت قلبم را

 

دخیل پنجره های حرم شدم تا حق

رها نمود ز کعبه، کنشت، قلبم را

ادامه نوشته

اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود

اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود

در پيشگاه حكم تو ذرات، در سجود

 

اى مير عسكرى لقب اى فاطمى نسب

آن را كه نيست مهر تو از زندگى چه سود

 

علمت محيط، بر همه ذرات كاينات

فيضت نصيب، بر همه در غيب و در شهود

 

تاريخ تابناك حياتت، گر اندك است

بر دفتر مفاخر اسلاميان فزود

 

عيسى دمى و پرتو رأى منير تو

زنگار كفر از دل نصرانيان زدود

ادامه نوشته

شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام

شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام

تا که پر نور شود این دل خاکستری ام

 

همه جا مدح شما هست در اندیشه ی من

رهرو دعبل و دنباله رو حِمیَری ام

 

سالیانی است که مدح تو به گوشم خورده

سالیانی است که در مدح تو پامنبری ام

 

ریشه ام را تو بکن روزی اگر دیدی که

با گداییِ درت در پی نام آوری ام

 

تو خودت این قلم پای مرا قطع بکن

دیدی ام گر پی لطف و کرم دیگری ام

ادامه نوشته

نگه به حال دلم کن که بابت تو فقط

نگه به حال دلم کن که بابت تو فقط

نشسته ام بنویسم ز ساحت تو فقط

 

دوباره قسمت من شد قلم به دست شوم

نشسته ام بنویسم به رخصت تو فقط

 

ببین که نسخه ی من را طبیب این گونه

نوشته، سامره و خاک و تربت تو فقط

 

کریم آل عبا هم قبول خواهد کرد

اگر نوشته شود که، کرامت تو فقط

 

اگر که قسمت من حج شود، همین عشق است

طواف کعبه کنم با نیابت تو فقط

ادامه نوشته

ساقی بیاورید که بزمی به پا کنیم

ساقی بیاورید که بزمی به پا کنیم

ساغر بیاورید که قدری صفا کنیم

 

مطرب بیاورید کهتا خط خویش را

از خط  پیروان طریقت جدا کنیم

 

عمری نماز پشت سر شیخ خوانده ایم

حالا شبی به پیر مغان اقتدا کنیم

 

خواندم دعا به مسجد و حاجت روا نشد

یکبار بین میکده امشب دعا کنیم

 

یک خمره نه،دو خمره نه، تا یازده رسید

ما آمدیم تا که زدل عقده وا کنیم

ادامه نوشته

دنیای با حضور تو زیباست واقعا

دنیای با حضور تو زیباست واقعا

قطره کنار چشم تو دریاست واقعا

 

شاعر به عشق روی شما خط خطی کند

اینجا قلم به شوق تو برپاست واقعا

 

در بین واژه های سرودم نزول کن

دفتر بدون نام تو تنهاست واقعا

 

ای نازنین به یمن قدوم مبارکت

امشب قشنگ ترین شب یلداست واقعا

 

تو آمدی ملائکه انگشت بر دهان

آری جمال ناز تو زیباست واقعا

ادامه نوشته

بار دیگر شد شکوفا بوستان حیدری

بار دیگر شد شکوفا بوستان حیدری

بار دیگر زهره زهرا کند روشنگری

 

باز منزلگاه قرآن معجزی دیگر نمود

شد نمایان آیتی دیگر برای رهبری

 

از امام هادی و از مادری پاک نجیب

آمد آن رهبر که دارد در دو عالم سروری

 

روز رحمت هشتمین روز ربیع الآخر است

چون بود فرخنده میلاد امام عسگری

 

ارتباطش با خدای خود سوای ماسواست

گرچه مانند بشر باشد خلق ظاهری

ادامه نوشته

مر اين بدن كه تو را در ميان پيرهن است

مر اين بدن كه تو را در ميان پيرهن است

به حيرتم كه تن توست يا كه جان من است‏

 

تو را بود دهنى تنگ‏تر ز حلقه ميم

مرا دلى كه بسى تنگ‏تر از آن دهن است‏

 

به ياد لعل تو از ديده بس گهربارم

كنار و دامن من رشك تبّت و عدن است‏

 

به گرد لب خط سبزت كشيده صف گويى

سپاه زنگ به فكر گرفتن يمن است

 

به ياد زلف تو باشم به هر كجا كه روم

بلى هميشه مسافر دلش سوى وطن است‏

ادامه نوشته

شد ربیعُ الثانی و فصل شور ِ دلبری

شد ربیعُ الثانی و فصل شور ِ دلبری

نغمه ی عالَم شده یا امام ِ عسگری

 

ای امام ِ عالمین از همه خوبان سری

بر فَلَک مولایی و از مَلَک دل می بری

 

ای گل پیغمبری، یا امام ِ عسگری

آیه ای از کوثری، یا امام ِ عسگری

 

آمده ای عاشقان، نخل زهرا را ثمر

شد ز الطاف ِ خدا،حضرت ِ هادی پدر

 

آمده آنکه بُوَد دَه صدف را چون گوهر

من مدیحه خوان شدم بهر ِ تو با چشم ِ تر

ادامه نوشته

از پنجشنبه های دل من عبور كن

از پنجشنبه های دل من عبور كن

یك روز جمعه چشم مرا غرق نور كن

 

آقای پنجشنبه، مرا هم نگاه كن

چشمان خیس و غم زده ام را مرور كن

 

چیزی دگر نمانده به هنگامهٔ ظهور

ما را در این دقایق آخر صبور كن

 

با آخرین ستاره شب های انتظار

با یازده ستاره تو در ما ظهور كن

 

با اشك صیقلی بده ما را و بعد از آن

سنگ سیاه سینه ما را بلور كن

ادامه نوشته

دوباره پای غزل سویتان دوان شده است

دوباره پای غزل سویتان دوان شده است

حروف واژه عشقم ترانه خوان شده است

 

ردیف و قافیه هایم فقط به ذوق شماست

که اینچنین همه همرنگ آسمان شده است

 

زبان رو به سوی قبله مانده طبعم

به جان رسیده و انگار پرتوان شده است

 

فضای آبی شعرم نثار مقدمتان

بهار هم به قدوم شما جوان شده است

 

نَمی ز بارش حُسن شما و آل شما

کتاب شعر و غزلهای شاعران شده است

ادامه نوشته

کی می‌شود به سامره در «سرّ من رای»

کی می‌شود به سامره در «سرّ من رای»

گویم به هادی و تو سلامٌ علیکما

 

تا روز مرگ جان بدهم در ولایتان

حبّ شما طلب بکنم روزی از خدا

 

در فضل ابومحمّدی ای چشمه کرم

ابن الرضاست شهرتت ای معدن سخا

 

صاحب لوای عسگر دین است باب تو

ای مادر عفیفه تو سوسنِ حیا

 

ای همچو بومسیلمه کذاب، خصم تو

تو از کجا و مدّعی جاهل از کجا

ادامه نوشته

از ازل آب و گِلَم گفته که من کوثری ام

از ازل آب و گِلَم گفته که من کوثری ام

فاطمی دین و حسینی، حسنی، حیدری ام

 

همه دلخوشی ام ای گل زهرا این است

که خوش اقبال از این مرحمت داوری ام

 

سر در قصر بهشتی دلم بنوشتند

که مسلمان مرام حسن عسگری ام

 

چه کسی مثل من دل شده دلبر دارد

چه کسی مثل تو ای دوست کُنَد دلبری ام

 

من که مجنون و آشفته تو را می خوانم

سر بازار غمت یوسف من مشتری ام

 

به همه نسل بنی فاطمه سوگند که من

تا صف حشر بگویم که علی اکبری ام

ادامه نوشته

شد ربیعُ الثانی و فصل شور ِ دلبری

شد ربیعُ الثانی و فصل شور ِ دلبری

نغمه ی عالَم شده یا امام ِ عسگری

 

ای امام ِ عالمین از همه خوبان سری

بر فَلَک مولایی و از مَلَک دل می بری

 

ای گل پیغمبری، یا امام ِ عسگری

آیه ای از کوثری، یا امام ِ عسگری

 

آمده ای عاشقان، نخل زهرا را ثمر

شد ز الطاف ِ خدا، حضرت ِ هادی پدر

 

آمده آنکه بُوَد دَه صدف را چون گوهر

من مدیحه خوان شدم بهر ِ تو با چشم ِ تر

ادامه نوشته

از عرش دارد مي‌ رسد فصل بهارم

از عرش دارد مي‌ رسد فصل بهارم

كم كم پر از خورشيد خواهد شد ديارم

 

از عرش دارد مي‌ رسد پيكي خدايي

از عرش دارد مي‌ رسد دار و ندارم

 

يك عمر در دست خودم در حبس بودم

امشب نگاهش مي‌ شود راه فرارم

ادامه نوشته

آسمان در طلوع یک خورشید

آسمان در طلوع یک خورشید

می کند روزهای خود تمدید

 

این چه نوریست در افق پیدا

این چه نوریست نور عشق و امید

 

در سحر جلوه اش که می گوید

نور او فاطمیست بی تردید

ادامه نوشته

ای حضرت معشوق ای لیلا ترینم

ای حضرت معشوق ای لیلا ترینم

من از همه پروانه ها شیدا ترینم

 

سنگ ملامت خورده ی عشق تو هستم

یعنی میان عاشقان رسوا ترینم

 

تو آیه های مصحف پیغمبرانی

بهر تلاوت كردنت شیوا ترینم

ادامه نوشته

ای ز حُسنت عیان جلوه ی داوری

ای ز حُسنت عیان جلوه ی داوری

طلعتت احمدی صولتت حیدری

 

بر تنت نارسا خلعت سروری

دیو و حور و ملک و جن و انس و پری

 

جمله در محضرت گرم فرمان بری

سیدی یا حسن أیٌها العسکری

ادامه نوشته

ای مسجدُالحرام، حرمِ سامرای تو

 ای مسجدُالحرام، حرمِ سامرای تو

بیت الولای دل، حرم با صفای تو

 

قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو

روح ملک کبوتر صحن و سرای تو

 

آیینه جمال خداموند سرمدی

فرزند پاک چهار علی، سه محمدی

ادامه نوشته

پیوسته خیزد ز نفسم روح پروری

پیوسته خیزد ز نفسم روح پروری

ریزد هماره از دهنم فیض کوثری

 

در کام من زبان حرکت می کند ولی

دیگر کسم کند به درون مدح گستری

 

گویی مسیح در نفسم روح می دمد

یا با امین وحی شدم گرم شاعری

ادامه نوشته

غنچه خندید که گل پیدا شد

غنچه خندید که گل پیدا شد

فصل سبز چمن طاها شد

 

سِرٌ سربسته ی ایمان آمد

عسکری حجت یزدان آمد

 

جشن و شور ست بپا در افلاک

نور باران شده آیینه خاک

ادامه نوشته

ای درورد از داورت، بر جمال داوری

ای درورد از داورت، بر جمال داوری

ای به خیل انبیات جز محمد سروری

رتبه ات بالاتر از رتبه ی پیغمبری

ای خدایت داده بر خلق دو عالم برتری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

ادامه نوشته

اي حضرت معشوق اي ليلاترينم

اي حضرت معشوق اي ليلاترينم

من از همه پروانه ها شیدا ترینم

 

سنگ ملامت خورده عشق تو هستم

يعني ميان عاشقان رسوا ترينم

 

 تو آيه هاي مصحف پيغمبراني

بهر تلاوت كردنت شيواترينم

ادامه نوشته

غربت شهر سامرا، غصه ی هر شب منه

غربت شهر سامرا، غصه ی هر شب منه

عکس خرابی حرم، آتیش به جونم میزنه

 

گرد و غبار حرمت، سرمه چشم نوکرات

خیلی غریبی آقاجون، بگو چی شد کبوترات؟

 

شب شهادت آقا، میخوام یه آرزو کنم

کاشکی می شد با مژه هام، مرقدت جارو کنم

ادامه نوشته

امروز دیگر سامرا، مثل یتیمی

امروز دیگر سامرا، مثل یتیمی

امروز دیگر سامرا، آقا نداری

 

در آسمان آفتابی نگاهت

آن گنبدی که داشتی، حالا نداری

 

دیروز از بال و پر پروانۀ تو

دیدیم زیر خاک ها خاکسترش را

ادامه نوشته

ای ز چشم همگان ریخته اشک بصرت

ای ز چشم همگان ریخته اشک بصرت

حسنی و چو حسن خون شده عمری جگرت

 

همچو اجداد غریبت همۀ عمر غریب

به جوانی شده مسموم چو جد و پدرت

 

در پی ماه صفر معتمد از زهر جفا

کرد با عم گرامیت حسن همسفرت

ادامه نوشته

دوستان بر من و سوز جگرم گریه کنید

دوستان بر من و سوز جگرم گریه کنید

به شرار دل و اشک بصرم گریه کنید

 

من جوان بودم و در سن شبابم کشتند

بر دل سوخته و چشم ترم گریه کنید

 

حسنم، پاره جگر مثل عمویم حسنم

بر من و بر هموی خون جگرم گریه کنید

ادامه نوشته