احمد مرسل آن چراع جهان

احمد مرسل آن چراع جهان

رحمت عالم آشكار و نهان

 

آمد از رب سوى زمين عرب

چشمه زندگانى اندر لب

 

هم عرب هم عجم مسخّر او

لقمه خواهان رحمت در او

 

در جهانى فكنده آوازه

با خود آورده سنّتى تازه

 

دين بدو يافت زينت و رونق

زانكه زو يافت خلق راه به حق

ادامه نوشته

امین و امن و مومن آنقَدَر دنیا خطابت کرد

امین و امن و مومن آنقَدَر دنیا خطابت کرد

خدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کرد

 

برای هر سری از روشنایت سایه بان می خواست

که شب را پیش پایت سر برید و آفتابت کرد

 

حجازِ وحشیِ زیبا ندیده دل به حسن ات باخت

که بت ها را شکست و قبله ی دلها حسابت کرد

 

خدا از چشم زخم مردمان ترسید پس یک شب

تو را تا آسمان ها برد و مثل ماه قابت کرد

 

تو را از آسمان بارید مثل عشق بر دنیا

زمین را تشنه دید و در دل هر قطره آبت کرد

ادامه نوشته

صفای زندگیم آیه های قرآنت

صفای زندگیم آیه های قرآنت

بیا به ما بركت ده به بركت نانت

 

تویی كه كعبه به دور سر تو می گردد

رسول آینه ها، هستی ام به قربانت

 

كسی كه عطر گدایت بر مشامش خورد

چنان اُویس قرن می شود پریشانت

 

تویی كه ماه بود مُهر جانماز شبت

تویی كه حضرت حیدر شده مسلمانت

 

شبی بیا و مرا زائر حریمت كن

چرا كه عطر خدا می وزد ز ایوانت

ادامه نوشته

پرده از دیده اگر دست خدا بردارد

پرده از دیده اگر دست خدا بردارد

دیده بیند که خدا هم غم حیدر دارد

 

دل اگر چشم خدا بین بخرد از بازار

فاش بیند که خدا یوسف دیگر دارد

 

سر اگر شور دگر از سر خود باز کند

فکرش آن است که دلشوره ی کو ثر دارد

 

دل عشاق اگر عارف لولاک شود

تازه فهمد که خدا از چه پیمبر دارد

 

با رسولان اولوالعزم و رسولان مبین

گر اوالامر نیاید ره ابتر دارد

ادامه نوشته

به به که چه روز خرم آمد

به به که چه روز خرم آمد

مبعوث نبى اکرم آمد

 

بس عید فرا رسید بى شک

عیدى نبود چنین مبارک

 

از بعثت او جهان جوان شد

گیتى چو بهشت جاودان شد

 

این عید به اهل دین مبارک

بر جمله مسلمین مبارک

 

از غیب ندا رسید او را

آن ذات خجسته نکو را

ادامه نوشته

ا، ای آنکه خدا داده بسی جاه و مقامت

ا، ای آنکه خدا داده بسی جاه و مقامت

ب، بالله شده هر پیر و جوان مات کلامت

 

پ، پروانه صفت گرد تو مشغول طوافیم

ت، تا عرش خدا می بردم لذتِ نامت

 

ث، ثابت شده ما را که شما سرور مائی

ج، جبرییل دهد ای شه فرزانه سلامت

 

چ، چندی است که روحم شده آماج بلایا

ح، حالم مُتَحَوِل بنما جمله ز جامت

 

خ، خورشیدِ فروزان زِ رُخت وام گرفتست

د، دنیا شده مدیونِ تو ای بحر شهامت

ادامه نوشته

اذکار چون قطره اند و دریا صلوات

اذکار چون قطره اند و دریا صلوات

وصلند تمامشان به هم با صلوات

 

مجموع عبادات ثواب همه شان

در عرش معین است الا صلوات

 

با هر صلوات یک تولا داریم

تطهیر کننده ی دل ما صلوات

 

آنان که به این ذکر ارادت دارند

سادات قبیله اند بر آنها صلوات

 

محشور کند خدا مرا با زهرا

محشور کند خدا مرا با صلوات

ادامه نوشته

میروی اما غمِمان را چه کارش می کنی

میروی اما غمِمان را چه کارش می کنی

درد بسیار است و درمان را چه کارش می کنی

 

لاأقل به سن و سال بچه هایت رحم کن

پیراهن مشکلی طفلان را چه کارش می کنی

 

آنقدر زینب گره خورده به مویش که نگو

شانه موی پریشان را چه کارش می کنی

 

اولین بار است دارم به کسی رو میزنم

التماس چشم گریان را چه کارش می کنی

 

قاتلت حال تو را هر روز می پرسد ز من

طعنه ی این نا مسلمان را چه کارش می کنی

ادامه نوشته

خوانند فرشتگان مکرر صلوات

خوانند فرشتگان مکرر صلوات

چون هست ز هر ذکر نکوتر صلوات

 

توحید و نبوت و امامت هر سه

چون در نگری جمع بود در صلوات

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده

از تحیٌر دهنِ غارِ حرا وا مانده

 

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد

نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

 

شأن نام تو در این شعر و در این درفتر نیست

ظرف و مظروف هم اندازه یکدیگرد نیست

 

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی

رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی

 

رفتی آنجا که به آن دسته فلک هم نرسید

و به گَرد قدمت بال ملائک هم نرسید

ادامه نوشته

دید روزی پیشوای هشتمین

دید روزی پیشوای هشتمین

می کشد خط، کودک او بر زمین

 

دید طفلش را بسی افسرده است

غنچه های خاطرش پژمرده است

 

مشت خود را بسته و وا می کند

زیر لب با خویش نجوا می کند

ادامه نوشته

بر روی زمین و آسمان ها و کُرات

بر روی زمین و آسمان ها و کُرات

در بین مناجات و تمام کلمات

 

زیبا تر از این دعا ندیده است کسی

بر خاتم انبیاء محمد صلوات

چه زود گذشت فراموش حکم داورشان

چه زود گذشت فراموش حکم داورشان

چه زود عهد شکستند با پیمبرشان

 

چه زود اجر رسالت به مصطفی دادند

چه زود رفت کلام خدا ز خاطرشان

 

جواب حق نمک، داده شد به غضب فدک

جزای ختم رسل شد شرار آذرشان

ادامه نوشته

جهان حریم خلوت جان شده

جهان حریم خلوت جان شده

بهشت پر نور و چراغان شده

 

مکه شده حریم عشق و صفا

آمده گویا گهری دلربا

 

ملائک از عرش خدا می رسند

بگوش جان ما ندا می دهند

ادامه نوشته

فروغ دیده آمد، سرور سینه آمد

فروغ دیده آمد، سرور سینه آمد

ظهور این دو آیت خوش، هم قرینه آمد

 

خزینه ی رسالت خالی شد از گهرها

والاترین جواهر، از آن خزینه آمد

 

دو ناخدای امکان، بهر نجات انسان

هر یک به جلوه خاص، در این سفینه آمد

ادامه نوشته

لب نگار که باشد رطب حرام بود

لب نگار که باشد رطب حرام بود

زمان واجبمان مستحب حرام بود

 

فقیه نیستم اما به تجربه دیدم

بدون عشق مناجات شب حرام بود

 

اگر که هست طبیبم طبیب دوّاری

به من معالجه ی در مطب حرام بود

ادامه نوشته

به پاي خيز كه دلها ز شوق آب شوند

به پاي خيز كه دلها ز شوق آب شوند

كه ذره ها به طفيل تو آفتاب شوند

 

بخوان به نام خدا باسم ربك الاعلي

كه لاله ها همه پيمانه گلاب شوند

 

امين وحي و نبوت الا بذكر الله

بخوان كه با خبر از متن اين كتاب شوند

ادامه نوشته

سکوت عقربه ها را زمان به وجد آمد

سکوت عقربه ها را زمان به وجد آمد

حضور سبز تو را آسمان به وجد آمد

 

قدم گذاشتی آهسته در دل دنیا

جهان به شوق در آمد، جهان به وجد آمد

 

همین که نام تو را بادها پراکندند

نه چشم و گوش، که حتّی زبان به وجد آمد

ادامه نوشته

آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

آیه آیه همه جا عطر جنان می آید

وقتی از حُسن تو صحبت به میان می آید

 

جبرئیلی که به آیات خدا مانوس است

بشنود مدح تو را با هیجان می آید

 

مي رسي مثل مسيحا و به جسم کعبه

با نفس هاي الهي تو جان می آید

ادامه نوشته

زمين گهواره كابوسهاي تلخ انسان بود

زمين گهواره كابوسهاي تلخ انسان بود

زمان چون كودكي در كوچه هاي خواب حيران بود

 

خدا در ازدحام ناخدايان جهالت گم

جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذيان بود

 

صدا در كوچه هاي گيج مي پيچيد بي حاصل

سكوتي هرزه سرگردان صحرا و بيابان بود

ادامه نوشته

مُحمّد  را نكو همسر خدیجه

مُحمّد  را نكو همسر خدیجه

عزیز قلب پیغمبر خدیجه‏

 

یقین باشد، پس از زهرا و زینب

بود از هر زنى برتر، خدیجه‏

 

پناه امتى بود و نبى  را

به روز بى كسى، یاور، خدیجه‏

ادامه نوشته

روزی که قلبم داغ دار مادرم بود

روزی که قلبم داغ دار مادرم بود

بابا دلم خوش بود دستت برسرم بود

 

بابا دلم خوش بود هستی در بر من

هستی همیشه هم پدرهم مادر من

 

هجده بهار زندگانی ام تو بودی

آری رسول مهربانی ام تو بودی

ادامه نوشته

کم گریه کن که گریه امانت بریده است

کم گریه کن که گریه امانت بریده است

گویا که وقت رفتن بابا رسیده است

 

 حق داری از غمش به سرو سینه می زنی

چون مثل او کسی به دو عالم ندیده است

 

 در روز آخرش چه شده این چنین نبی

جز اهل بیت تو زهمه دل بریده است

ادامه نوشته

در ماتم فراق پدر گریه می کنم

در ماتم فراق پدر گریه می کنم

همراه شمس و نجم و قمر گریه می کنم

 

شب ها و روزها ز غمش مویه می کنم

تا آخرین توان بصر گریه می کنم

 

خواب شبانه از سر زهرا پریده است

مانند شمع تا به سحر گریه می کنم

ادامه نوشته

ماتم گرفته حال و هوای مدینه را

ماتم گرفته حال و هوای مدینه را

پوشیده کعبه رخت عزای مدینه را

 

خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت

وز پا فکند نخل رسای مدینه را

 

رکن علی شکست ز فقدان مصطفی

در بر گرفت خاک، صفای مدینه را

ادامه نوشته

یا رب چرا خلق جهان را سینه چاک است

یا رب چرا خلق جهان را سینه چاک است

گویا تن پاک پیمبر زیر خاک است

 

از حضرت روح الامین شهپر شکسته

گرد یتیمی بر رخ زهرا نشسته

 

چون مرغ شب سبطین احمد در فغانند

دریا صفت از دیده گوهر می فشانند

ادامه نوشته

عشقت مرا اسیر بیابان نوشته است

عشقت مرا اسیر بیابان نوشته است

مجنون ترین صحابی دوران نوشته است

 

این هم ز مشکلات و مکافات عاشقی است

دست مرا برای گریبان نوشته است

 

از دست اختیار تو راه فرار نیست

این جبر را خدات به پامان نوشته است

ادامه نوشته

مدینه، چه کردی رسول خدا را

مدینه، چه کردی رسول خدا را

گرفتی ز ما خاتم‌الانبیا را

 

چه بیدادگر بود، این چرخ گردون

که خاک یتیمی، به سر ریخت ما را

 

دریغا، که روح دعا، رفت در خاک

گرفتند از ما روان دعا را

ادامه نوشته

از سوزِ تب، توانی در پیکر نداشتی

از سوزِ تب، توانی در پیکر نداشتی

فکری به غیر فاطمه در سر نداشتی

 

یادِ خدیجه می کنی و آه می کشی

یعنی تابِ دوری همسر نداشتی

 

بعد از غدیر و توطئه های منافقین

درلشوره ای جز غریبی حیدر نداشتی

ادامه نوشته

بى خانه زير سايه ديوار خوشترست

بى خانه زير سايه ديوار خوشترست

ديوانه بين کوچه و بازار خوشترست

از هر چه بگذرم سخن يار خوشترست

يعنى کلام حيدر کرار خوشترست

من عاشق محمدم و جار میزنم

ادامه نوشته