پيام نور به لبهاى پيك وحى خداست
پيام نور به لبهاى پيك وحى خداست
بخوان سرود ولايت! كه عيد اهل ولاست
بيا شراب طهور از خم غدير بزن
خدا گواست كه ساقى اين شراب خداست
غدير بر همه حق باوران، تجلى حق
غدير بر همه گم گشتگان، چراغ هداست
پيام نور به لبهاى پيك وحى خداست
بخوان سرود ولايت! كه عيد اهل ولاست
بيا شراب طهور از خم غدير بزن
خدا گواست كه ساقى اين شراب خداست
غدير بر همه حق باوران، تجلى حق
غدير بر همه گم گشتگان، چراغ هداست
ای مبارک آیه ی اکمال دین عیدت مبارک
ای غدیر ای عید کلّ مسلمین عیدت مبارک
ای امین وحی، جبریل امین، عیدت مبارک
آسمان چشم دلت روشن زمین، عیدت مبارک
شیعه ی مولا امیرالمؤمنین، عیدت مبارک
یا علی ای مصطفی را جانشین عیدت مبارک
تا شد به روی دست نبی مرتضی بلند
شد رايت جلال خدا برملا بلند
بشنيد چون كه نغمه «يا ايهاالرسول»
گرديد منبری همه از پشته ها بلند
مرآت پاك لميزلی، آيت جلی
شد بر سرير دست حبيب خدا بلند
مرا غدیر نه برکه، که بیکران دریاست
علی نه فاتح خیبر،که فاتح دلهاست
مرا غدیر نه برکه، که خم جوشان است
علی نه ساقی کوثر،که کوثر عظماست
مرا غدیر نه یک برگ سرد تاریخ است
علی نه شافع محشر، که محشر کبراست
دلم مست شراب الغدیر است
سرا پایم کتاب الغدیر است
الا ساقی سر و جانم فدایت
تمام هست خود ریزم به پایت
نجات از بنده و دام هستیم ده
ز مینای ولایت مَستیم ده
قسم به جان تو ای عشق ای تمامی هست
كه هست هستی ما از خم غدير تو مست
در آن خجسته غدير تو ديد دشمن و دوست
كه آفتاب برد آفتاب بر سر دست
نشان از گوهر آدم نداشت هر كه نبود
به خمسرای ولايت خراب و باده پرست