این دل شده بی قرار تو معصومه

این دل شده بی قرار تو معصومه

پر زد به سوی دیار تو معصومه

 

دیدم همه جا عطر رضا پیچیده

در لحظه احتضار تو معصومه

 

بر سینه خود داغ برادر دارد

در سر هوس دیدن دلبر دارد

 

افسوس که تا حوالی قم آمد

دیگر نتوانست قدم بردارد

 

زخمی به جگر داشت وَ در تب می سوخت

از دوری دلبرش مرتب می سوخت

ادامه نوشته

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سالها منتظر روی برادر بودم

 

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم

من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم

 

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

اینهمه راه بیایم، تو نیایی سخت است

 

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سالها میشود واز پیرهنش بی خبرم

 

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

با تن خسته و با قد خمیده رفتم

ادامه نوشته

ای که بوی فاطمه آید ز خاک کوی تو

ای که بوی فاطمه آید ز خاک کوی تو

برتر از عطر بهشت است به جانها بوی تو

 

مسجد الحرام عشقی کعب را خود قبله ای

چون شرف دارد به کعبه خاک قبر و کوی تو

 

یادگار بی مثال مادری غم دیده ای

ثانی زهرا شدی و دیده ها شد سوی تو

 

فاطمه هستی و هم معصومه و مظلومه ای

فاطمه هستی ولی نیلی نباشد روی تو

 

فاطمه هستی و نورانی چو زهرایی ولی

کی شده بشکسته از ضرب جفا پهلوی تو

ادامه نوشته

دوباره آمده ام تا به من بها بدهی

دوباره آمده ام تا به من بها بدهی

مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی

 

گره به کار من افتاده ای کلید بهشت

خدا کند که به من فرصت دعا بدهی

 

من از زیارت قبلی خراب تر شده ام

خداکند به من بی پناه جا بدهی

 

من از زبان رضا با تو درد دل دارم

مگر که پاسخ این اشفعی لنا بدهی

 

تو آمدی و مقام رضا مشخص شد

تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی

ادامه نوشته

حرم امن تو کافی است هراسان شده را

حرم امن تو کافی است هراسان شده را

مثل شه راه بده آهوی گریان شده را

 

دل سپردیم به آن معجزه ی چشمانت

تا که آباد کنی خانه ی ویران شده را

 

مِهر تو باعث خاموشی آتشـدان است

خارج از دست خلیل است، گلستان شده را

 

گندم ری به تنور کرمت پخته شود

از تو داریم پس این مزرعه ی نان شده را

 

هرچه شد خرج حرم ارزش او بیشتر است

از طلا حرف نزن، نقره ی ایوان شده را

ادامه نوشته

در مجلس عزاي شما گريه مي كنم

در مجلس عزاي شما گريه مي كنم

 امشب فقط براي شما گريه مي كنم


 عطر گلاب مرقدتان بر مشام خورد

 در گوشه ي سراي شما گريه مي كنم

 

 چون اشك بين روضه به هر درد مرهم است

 با نيت شفاي شما گريه مي كنم

 

 با بال هاي بي رمق اشك ديده ام

 در مشرق هواي شما گريه مي كنم

 

 من هم مسافرم، وطنم مشهد الرضا ست

 دنبال رد پاي شما گريه مي كنم

ادامه نوشته

ای دختر و خواهرت ولایت

ای دختر و خواهرت ولایت

آیینة مادر ولایت

 

بر ارض و سما ملیکه در قم

آرام در امام هفتم

 

معصومه به کُنیه و به عصمت

افتاده به خاک پات عفّت

 

در کوی تو زنده، جان مرده

بر خاک تو عرش سجده برده

 

گفتند و شنیده‌اند ز آغاز

کز قم به جنان دری شود باز

ادامه نوشته

الا ای زینب آل پیمبر

الا ای زینب آل پیمبر

الا ای دختر موسی بن جعفر

 

الا ای آشنا درگه حق

چراغ روشن ما در ره حق

 

تو ما را قبله ی حاجات هستی

گل حق عمه ی سادات هستی

 

تو هستی جلوه ی زهرا اطهر

تو هستی زینب کبری دیگر

 

ز تو نور خدا را می توان دید

ز اشک تو رضا را می توان دید

ادامه نوشته

شرف زمین صنم زمان ناموس دین کهف امان

شرف زمین صنم زمان ناموس دین کهف امان

که ستوده خالق لا مکان وصف تو بر همه انس و جان

 

به سماء علم نه تو اختری همه دلربا و تو دلبری

شده ذات حق به تو مشتری چو نمده ای رخ خود عیان

 

زده پر دلم به هوای تو که پیمبران به سرای تو

همه منتظر به عطای تو دهی تو حاجت سائلان

 

قم از تو گشته مدینه، ای تاج سر و این سینه ای

به رضائیان تو نشانه ای حرم تو قبله ی عارفان

 

اخت الرضا، دخت النبی نسلت ز فاطمه و علی

ز طلعلعت شده منجلی مه آسمان و ستارگان

ادامه نوشته

از غم بانوی بهشت دلا پر از تاب و تبه

از غم بانوی بهشت دلا پر از تاب و تبه

فرشته ها به هم میگن چقدر شبیه زینبه

 

سایه بون محبتش همیشه روی سرمه

داد می زنم فدات بشم تویی فریب فاطمه

 

شبیه بین الحرمین کانون رمت خدا

از حرم قشنگ تو تا حرم امام رضا

 

از حرم تو می گیرم اذن دخول جمکران

چه بهتر از این که تویی عمه ی صاحب الزمان

 

بین تو برادرت حریم آل مرتضی

مثل مدینه تا نجف مثل دمشق و کربلا

ادامه نوشته

این سبک را دوست سنگین می خرد

این سبک را دوست سنگین می خرد

قطره ی شور و شیرین می خرد

 

اشک یعنی عین نو و نوری عِین

اشک یعنی کار مهدی بر حسین

بي هوايش پري نمي ماند

بي هوايش پري نمي ماند

 چشم هاي تري نمي ماند

 

واژه ي عاشقي وسط باشد

 واژه ي بهتري نمي ماند

 

تا که قم هست و هست معصومه

 بي حرم مادري نمي ماند

 

 بانوي ما، اگر اشاره کني

به تن ما سري نمي ماند

 

با وجود تو و امام رضا

 عرصه ي محشري نمي ماند

ادامه نوشته

گر چه دیدار برادر نرسیدی بانو

گر چه دیدار برادر نرسیدی بانو

بدنی زیر سم اسب ندیدی بانو

 

خبرِ چند برادر تو شنیدی امّا

سرِ نی آیۀ قرآن نشنیدی بانو

 

داغ مرگ همه اصحاب چشیدی آری

درد کعب نی و سیلی نچشیدی بانو

 

شعلۀ هجر برادر جگرت را سوزاند

رأس او را سر بازار ندیدی بانو

 

عمه ات زینب مظلومه به ویرانه اسیر

تو به قم خلوت محراب گزیدی بانو

ادامه نوشته

کبوتر حرمت شد دل زمینگیرم

کبوتر حرمت شد دل زمینگیرم

کشید پای تو را آسمان به تقدیرم

 

رواقهای تو را پر کشیده ام بانو

بجز حریم تو از هر چه آسمان سیرم

 

توان دیدن خورشید کار هر کس نیست

ولی نگاه از آن بارگه نمی گیرم

 

تو نبض زندگیم را به دست خود داری

مسلم است که با رفتن تو می میرم

 

مدینه قسمت پرواز من نخواهد شد

چرا که با قفس خود هنوز درگیرم

ادامه نوشته

السلام علیک یا ساقی

السلام علیک یا ساقی

 گوشه چشمی، خراب آمده ام

 

 اشک هایم دخیل دامن تان

 زائربارگاه میکده ام

 

 دارم اذن دخول می خوانم

 های وهوی مرا نگاه نکن

 

 به دلم دست رد نزن امشب

 روزگارمرا سیاه نکن

 

 به سبوخانه ی نگاهت من

 یازده جام می بدهکارم

ادامه نوشته

ز خاک پای تو اول سرشت قلبم را

ز خاک پای تو اول سرشت قلبم را

سپس غبار حریمت نوشت قلبم را

 

ز نور معرفت و رحمت و ولایت تو

بنا نهاد چنین خشت خشت قلبم را

 

میان مزرعه‌ی سبز استجابت تو

کنار چشمه‌ی خورشید کشت قلبم را

 

مرا اسیر تماشای چشمهایت کرد

سپس نهاد میان بهشت قلبم را

 

دخیل پنجره های حرم شدم تا حق

رها نمود ز کعبه، کنشت، قلبم را

ادامه نوشته

اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود

اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود

در پيشگاه حكم تو ذرات، در سجود

 

اى مير عسكرى لقب اى فاطمى نسب

آن را كه نيست مهر تو از زندگى چه سود

 

علمت محيط، بر همه ذرات كاينات

فيضت نصيب، بر همه در غيب و در شهود

 

تاريخ تابناك حياتت، گر اندك است

بر دفتر مفاخر اسلاميان فزود

 

عيسى دمى و پرتو رأى منير تو

زنگار كفر از دل نصرانيان زدود

ادامه نوشته

شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام

شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام

تا که پر نور شود این دل خاکستری ام

 

همه جا مدح شما هست در اندیشه ی من

رهرو دعبل و دنباله رو حِمیَری ام

 

سالیانی است که مدح تو به گوشم خورده

سالیانی است که در مدح تو پامنبری ام

 

ریشه ام را تو بکن روزی اگر دیدی که

با گداییِ درت در پی نام آوری ام

 

تو خودت این قلم پای مرا قطع بکن

دیدی ام گر پی لطف و کرم دیگری ام

ادامه نوشته

نگه به حال دلم کن که بابت تو فقط

نگه به حال دلم کن که بابت تو فقط

نشسته ام بنویسم ز ساحت تو فقط

 

دوباره قسمت من شد قلم به دست شوم

نشسته ام بنویسم به رخصت تو فقط

 

ببین که نسخه ی من را طبیب این گونه

نوشته، سامره و خاک و تربت تو فقط

 

کریم آل عبا هم قبول خواهد کرد

اگر نوشته شود که، کرامت تو فقط

 

اگر که قسمت من حج شود، همین عشق است

طواف کعبه کنم با نیابت تو فقط

ادامه نوشته

ساقی بیاورید که بزمی به پا کنیم

ساقی بیاورید که بزمی به پا کنیم

ساغر بیاورید که قدری صفا کنیم

 

مطرب بیاورید کهتا خط خویش را

از خط  پیروان طریقت جدا کنیم

 

عمری نماز پشت سر شیخ خوانده ایم

حالا شبی به پیر مغان اقتدا کنیم

 

خواندم دعا به مسجد و حاجت روا نشد

یکبار بین میکده امشب دعا کنیم

 

یک خمره نه،دو خمره نه، تا یازده رسید

ما آمدیم تا که زدل عقده وا کنیم

ادامه نوشته

دنیای با حضور تو زیباست واقعا

دنیای با حضور تو زیباست واقعا

قطره کنار چشم تو دریاست واقعا

 

شاعر به عشق روی شما خط خطی کند

اینجا قلم به شوق تو برپاست واقعا

 

در بین واژه های سرودم نزول کن

دفتر بدون نام تو تنهاست واقعا

 

ای نازنین به یمن قدوم مبارکت

امشب قشنگ ترین شب یلداست واقعا

 

تو آمدی ملائکه انگشت بر دهان

آری جمال ناز تو زیباست واقعا

ادامه نوشته

بار دیگر شد شکوفا بوستان حیدری

بار دیگر شد شکوفا بوستان حیدری

بار دیگر زهره زهرا کند روشنگری

 

باز منزلگاه قرآن معجزی دیگر نمود

شد نمایان آیتی دیگر برای رهبری

 

از امام هادی و از مادری پاک نجیب

آمد آن رهبر که دارد در دو عالم سروری

 

روز رحمت هشتمین روز ربیع الآخر است

چون بود فرخنده میلاد امام عسگری

 

ارتباطش با خدای خود سوای ماسواست

گرچه مانند بشر باشد خلق ظاهری

ادامه نوشته

مر اين بدن كه تو را در ميان پيرهن است

مر اين بدن كه تو را در ميان پيرهن است

به حيرتم كه تن توست يا كه جان من است‏

 

تو را بود دهنى تنگ‏تر ز حلقه ميم

مرا دلى كه بسى تنگ‏تر از آن دهن است‏

 

به ياد لعل تو از ديده بس گهربارم

كنار و دامن من رشك تبّت و عدن است‏

 

به گرد لب خط سبزت كشيده صف گويى

سپاه زنگ به فكر گرفتن يمن است

 

به ياد زلف تو باشم به هر كجا كه روم

بلى هميشه مسافر دلش سوى وطن است‏

ادامه نوشته

شد ربیعُ الثانی و فصل شور ِ دلبری

شد ربیعُ الثانی و فصل شور ِ دلبری

نغمه ی عالَم شده یا امام ِ عسگری

 

ای امام ِ عالمین از همه خوبان سری

بر فَلَک مولایی و از مَلَک دل می بری

 

ای گل پیغمبری، یا امام ِ عسگری

آیه ای از کوثری، یا امام ِ عسگری

 

آمده ای عاشقان، نخل زهرا را ثمر

شد ز الطاف ِ خدا،حضرت ِ هادی پدر

 

آمده آنکه بُوَد دَه صدف را چون گوهر

من مدیحه خوان شدم بهر ِ تو با چشم ِ تر

ادامه نوشته

از پنجشنبه های دل من عبور كن

از پنجشنبه های دل من عبور كن

یك روز جمعه چشم مرا غرق نور كن

 

آقای پنجشنبه، مرا هم نگاه كن

چشمان خیس و غم زده ام را مرور كن

 

چیزی دگر نمانده به هنگامهٔ ظهور

ما را در این دقایق آخر صبور كن

 

با آخرین ستاره شب های انتظار

با یازده ستاره تو در ما ظهور كن

 

با اشك صیقلی بده ما را و بعد از آن

سنگ سیاه سینه ما را بلور كن

ادامه نوشته

جود و کرامت از کرمش جاودان شده

جود و کرامت از کرمش جاودان شده

هر چه دخیل هست به سویش روان شده

 

جبریل هم اگر برسد در حریم او

حس میکند که وارد صحن جنان شده

 

او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است

در پشت آن جمال، جلالی نهان شده

 

از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است

دنیا چرا به فاطمه نا مهربان شده

 

خواهر حریف هجر برادر نمیشود

بیهوده نیست این همه قدش کمان شده

ادامه نوشته

باز هم می‌شوم کبوترتان

باز هم می‌شوم کبوترتان

دور این گنبد منوّرتان

 

من نمک‌گیر سفره‌ات شده‌ام

دست خالی نرفتم از درتان

 

مادر من کنیزتان بوده

پدرم نیز بوده نوکرتان

 

جای کرب‌وبلا و طوس و نجف

شده‌ام خاکبوس محضرتان

 

ما عجم‌ها چقدر خوشبختیم

شده ایران مسیر آخرتان

ادامه نوشته

گواه ِ درد ِ غریبی ات،چشم ِ تر ِ زهرا و علی

گواه ِ درد ِ غریبی ات،چشم ِ تر ِ زهرا و علی

سلام ِ عالَم به محضرت،ای کوثر ِ زهرا و علی

 

تمامی ِ اهل کائنات،سائل ِ دست ِ کریم ِ تو

ما زائر ِ مرقد ِ توایم،سلام ِ ما بر حریم ِ تو

 

مظهر رضا،خواهر ِ رضا،نور چشم خیر البشر

شد به تو جفا،سوره ی وفا،ای به نخل زهرا ثمر

 

ای بضعه ی زهرا و علی،کریمه ی آل مصطفی

حقیقت ِ نور فاطمی،کعبه ی لطف و جود و سخا

 

تو حرم ِ با صفای تو،مدینه ای میشه این دلا

ایشالا تا فاطمیه از،تو میگیریم یک کرببلا

ادامه نوشته

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود

سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

 

چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ

پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود

 

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان

در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود

 

زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت

از طرار نغمه وا می ماند اگر زینب نبود

 

در طلوع داغ اصغر، استخوان اشک سرخ

در گلوی چشم ها می ماند اگر زینب نبود

ادامه نوشته

باید بری، نه، محض رضای خدا نگو

باید بری، نه، محض رضای خدا نگو

دق می كنم بدون تو، این جمله را نگو

 

زهرا بمان و زندگی ام را به هم نریز

سنگ صبور من، نرو از پیشم ای عزیز

 

باور نمی كنم كه دلم را تو بشكنی

با رفتنت به زخم غرورم نمك زنی

 

زهرا شب عروسی مان خاطرت كه هست

مهریه ی زلال و روان خاطرت كه هست

 

یادت كه هست قول و قراری كه داشتیم

یك روح واحدیم، شعاری كه داشتیم

ادامه نوشته