خدا نوشته مرا پاسبانشان باشم
خدا نوشته مرا پاسبانشان باشم
مدافع حرم عمه جانشان باشم
خدا نوشته که بعد از هزار و اندی سال
شعاعی از قمر خاندانشان باشم
نبرده رنج، چه گنجی به من عطا گشته
همین که کلب در آستانشان باشم
خدای، روزی من را چنین مقدر کرد
که ریزه خوار شب و روز خانشان باشم
میان باغ، مرا میل غنچه گشتن نیست
خوشم که خار گل بوستانشان باشم
بسم رب الحسین