ای شهید ظهر عاشورا حبیبی

ای شهید ظهر عاشورا حبیبی

اجر تو با مادرم زهرا حبیبی

 

ای مدالت چهره ی از خون خضابت

من، حبیب کربلا کردم خطابت

 

عشق جانان برده از کف صبر و تابت

کشته می گردی در این صحرا حبیبی

 

یا حبیبی تو حبیب کربلایی

هم سفر، با ما به نوک نیزه هایی

 

هم رهم از کوفه تا شام بلایی

در دو دنیا همدمی با ما حبیبی

ادامه نوشته

از موالی حسین جُون نام

از موالی حسین "جُون" نام

او غلام شه، شهان او را غلام

 

دکه عطار دین را، مشک تر

کعبه ی کوی حسین را، خنجر

 

عشق را بس شهر های محکم است

زان میان، او چون سواد اعظم است

ادامه نوشته