ای شهید ظهر عاشورا حبیبی
ای شهید ظهر عاشورا حبیبی
اجر تو با مادرم زهرا حبیبی
ای مدالت چهره ی از خون خضابت
من، حبیب کربلا کردم خطابت
عشق جانان برده از کف صبر و تابت
کشته می گردی در این صحرا حبیبی
یا حبیبی تو حبیب کربلایی
هم سفر، با ما به نوک نیزه هایی
هم رهم از کوفه تا شام بلایی
در دو دنیا همدمی با ما حبیبی
یا حبیبی، من که خود مولای دینم
نجل زهرا و امیرالمؤمنینم
کس نداده پاسخِ هل من معینم
مانده ام بی یاور و تنها حبیبی
یا حبیبی بین چه آمد بر سر من
از عطش خشکیده کام دختر من
خون دل گردیده شیر اصغر من
گشته چشم مادرش دریا حبیبی
یا حبیبی شد نفس ها سوز سینه
از عطش خشکیده لب های سکینه
زرد گشته رنگ گل های مدینه
خون چکد از چشم سقا یا حبیبی
یا حبیبی من غریب این دیارم
آمدی، تا جان خود سازی نثارم
اجر تو با خالق پروردگارم
من غریبم، تو حبیبی، یا حبیبی
شاعر : غلامرضا سازگار
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۰۸ ساعت 11:22 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین