همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم

همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم

قبولم کن من آداب زیارت را نمی دانم

 

نمی دانم چرا این قدر با من مهربانی تو

نمی دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم

 

نگاهم روبروی تو، بلاتکلیف می ماند

که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم

ادامه نوشته

دلم می خواد آقا جون، مشهدتُ ببینم

دلم می خواد آقا جون، مشهدتُ ببینم
كنار سقاخونت، با زائرات بشینم


سقاخونت آقاجون، به یاد مشك سقاست
اونجا فقط برای شادی قلب زهراست


یه كفتر غریبم، تو صحن سقاخونه

بیا بده با دستت، لقمه و آب و دونه

ادامه نوشته

با اینکه از دوری کرببلا زارم

با اینکه از دوریه کرببلا زارم

دلم خوشه اربابی مثل رضا دارم

 

اون شبای زیبا رو نمیبرم از یاد

شبای دوره گردی تو صحن گوهرشاد

 

قفل گره هام وا میشه از غم میشم آزاد

تا میزارم سر به روی پنجره فولاد

در حریم نور جای مشعل و فانوس نیست

 در حریم نور جای مشعل و فانوس نیست
هیچ کس از لطف تو در این حرم مأیوس نیست


شکر حق با شیر مادر مهرتان در دل نشست
واقعا بیچاره هرکس با شما مأنوس نیست


کربلا و کاظمین و سامرا، حتی نجف
هیچ جا بهرِ من درمانده همچون طوس نیست

ادامه نوشته

اگر خواهی از دل ببینی خدا را

اگر خواهی از دل ببینی خدا را
نظر کن تو ایینه حق نما را


قدم زد به حصن و حصین ولایت
که وادی امن است اهل ولا را


به ساقی مجلس بگو تا بیارد
شرابا طهورای قالو بلا را

ادامه نوشته

بینوا هرچه نوا داشته باشد بهتر

بینوا هرچه نوا داشته باشد بهتر
درد این عشق صدا داشته باشد بهتر


آنقدر صاحب این روضه کرم دارد که
بیشتر هرچه گدا داشته باشد بهتر


قلبمان می زند، انگار... به نقاره زدند
شاه امروز شفا داشته باشد بهتر

ادامه نوشته

شکر بر منّت خدا داریم

شکر بر منّت خدا داریم
باز هم شوق ربّنا داریم


ما ز یمن حضور سبز شما
دلی از عشق با صفا داریم


امشب از لطف یک نگاه شما
حال زیبای یک گدا داریم

ادامه نوشته

ما را برای گدایش شدن آفریده اند

ما را برای گدایش شدن آفریده اند
قمری آب و هوایش شدن آفریده اند



او را برای طواف و برای عروج
مارا برایِ برایش شدن آفریده اند



این خانوم با کرم، محترم را برای
وقف امام رضایش شدن آفریده اند

ادامه نوشته

ای گوهر دردانه، یا حضرت معصومه

ای گوهر دردانه، یا حضرت معصومه
ای روح کریمانه، یا حضرت معصومه


موسی به برش گلشن، شد دیده‌ی او روشن
یاسی‌ تو به گلخانه، یا حضرت معصومه


نجمه شده روحانی، ‌از آن رخ عرفانی
گویند به کاشانه، یا حضرت معصومه

ادامه نوشته

ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم

ری زاده ایم و مزرعه سبز گندمیم

هر صبح با حسین شما در تكلمیم


ما شیعه ولایت مولا، نسب نسب

سلمان پابرهنه ای از نسل چندمیم

 

گاهی میان خنده خورشید گریه ایم

گاهی میان گریه زهرا تبسمیم

ادامه نوشته

چشم دلم به سمت حرم باز می شود

چشم دلم به سمت حرم باز می شود
با یک سلام صبح من آغاز می شود


پر می کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه ی پرواز می شود


قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می شود

ادامه نوشته

یعقوب کربلا چه قدر گریه می کنی

یعقوب کربلا چه قدر گریه می کنی

از صبح زود تا به سحر گریه می کنی

 

یعقوب را که غصه ی یوسف شکسته کرد

داری برای چند نفر گریه می کنی؟

 

وقتی که چشم هایت می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه می کنی

ادامه نوشته

ای حسن زاده حسن در حسنت می بینم

ای حسن زاده حسن در حسنت می بینم

روح توحید میان سخنت می بینم

 

روی لب های تو با نیزه نوشتند حسن

خط کوفی به عقیق یمنت می بینم

 

گفته بودم که که بپوشان سر گیسویت را

که به هم ریخته زلف شکنت می بینم

ادامه نوشته

پایش ز دست آبله آزار می کشد

پایش ز دست آبله آزار می کشد

از احتیاط دست به دیوار می کشد

 

در گوشه ی خرابه کنار فرشته ها

با ناخنی شکسته ز پا خار می کشد

 

دارد به یاد مجلس نامحرمان صبح

بر روی خاک عکس علمدار می کشد

ادامه نوشته

كاش اين قبر تو گم باشد و پيدا نشود

كاش اين قبر تو گم باشد و پيدا نشود
اگرم شد سر نبش قبر بلوا نشود


از تو گهواره ای مانده ببرندش غارت
ولی ای كاش سر راس تو دعوا نشود


گفته بودم بنشينی به سر تيغ پسر
كه به سر نيزه سر كوچك تو جا نشود

ادامه نوشته

هوایی این روزای من هوای سنگره

هوایی این روزای من هوای سنگره

یه حسی روحمو تا زینبیه می بره

 

تا کی باید بشینمو خدا خدا کنم

به عکس صورت شهیدامون نگاه کنم

 

حالا که من نبودم اون روزا تو کربلا

بی بی بذار بشم برای تو فدا

ادامه نوشته

دوباره مرغ دل هوایی حرم شده

دوباره مرغ دل هوایی حرم شده

دو باره پرچم تو سایه ی سرم شده

 

خدایی اولین دفعه حرم یادش بخیر

چه حالی داشت بگم کبوترم یادش بخیر

 

یادم میاد قرار روز اولم باهات

مگه قرارمون نبود بشم منم فدات

ادامه نوشته

مبهوتم از نظاره تشت طلای تو

مبهوتم از نظاره تشت طلای تو

این جا چرا کشیده شده ماجرای تو

 

تا این که جای بهتر از این جا مکان کنی

دامن گرفته اند یتیمان برای تو

 

اندازه تقرب این چوب هم نبود؟

لب های خشک دخترک با وفای تو

ادامه نوشته

در کوچه اگر گرفتند دور و برش را

در کوچه اگر گرفتند دور و برش را

چیدند اگر زخم ترین بال و پرش را

 

این ارث علی دوست ترین های قبیله ست

جا داشت در این شهر ببیند اثرش را

 

محراب همین پیر زن کوفه چه خوب است

تا اینکه به پایان برساند سحرش را

ادامه نوشته

وقتی می رفتید شهر گریه می کرد

وقتی می رفتید شهر گریه می کرد

شهر مدینه مثل زهرا گریه می کرد

 

وقتی می رفتید پشت پای آنها

چشمان جبرئیل حتی گریه می کرد

 

پایین پای ناقه مریم گریه می کرد

دورِ سرِ گهواره عیسی گریه می کرد

ادامه نوشته

در کشور عجم عربی سروری کنی

در کشور عجم عربی سروری کنی

چیزی نمانده است که پیغمری کنی

 

با عشق تو ارمنه پیوند می خورند

در کسبشان به تو سوگند می خورند

 

زرتشتیان برای شما تکیه می زنند

سینه برای مَشک تو با گریه می زنند

ادامه نوشته

در جمع ملائک مقرب هستی

در جمع ملائک مقرب هستی

از روز ازل فاطمه مذهب هستی

 

شد محو جمال کبریایی جانت

محبوب دل حسین و زینب هستی

 

ای دختر بی قرینه ی ثارالله

آرام و قرار سینه ی ثارالله

ادامه نوشته

از موالی حسین جُون نام

از موالی حسین "جُون" نام

او غلام شه، شهان او را غلام

 

دکه عطار دین را، مشک تر

کعبه ی کوی حسین را، خنجر

 

عشق را بس شهر های محکم است

زان میان، او چون سواد اعظم است

ادامه نوشته

سال ها آب شدم سوخت ز پا تا به سرم

سال ها آب شدم سوخت ز پا تا به سرم
آخر ای زهر جفا شعله زدی بر جگرم

کشت منصور ستم پیشه ز بیداد مرا
کاش می کرد دمی شرم ز جد و پدرم

دلِ شب بود که دشمن به سرایم آمد
برد از خانه برون وقت نماز سحرم

ادامه نوشته

می سوخت بین شعله ها بال و پر تو

می سوخت بین شعله ها بال و پر تو
آتش نشد شرمنده از موی سر تو


از نعره مستانه یک نامسلمان
آن شب پرید از خواب شیرین دختر تو


دست خدا را باز بستند این جماعت
آقا چه خالی بود جای مادر تو

ادامه نوشته

چنان پيچيده در ناى زمان فرياد يا زهرا

چنان پيچيده در ناى زمان فرياد يا زهرا
که داده خرمن هستى ما برباد يا زهرا


سرت بادا سلامت اى گل گلزار پيغمبر
که بلبل از غم گل از نفس افتاد يا زهرا


بهار ما مبدل بر عزا گرديد و فرزندت
شده مسموم زهر کينه از بيداد يا زهرا

ادامه نوشته

آسمان است و زمین دور سرش می‌گردد

آسمان است و زمین دور سرش می‌گردد
آفتاب است و قمر خاک درش می‌گردد


این قد و قامت افتاده درخت طوبی است
این محاسن به خدا آبروی دین خداست

 

این حرم خانه زهراست مَسوزانیدش
این حسینیه دنیاست مَسوزانیدش

ادامه نوشته

فرزند فاطمه ششمین نور سرمدم

فرزند فاطمه ششمین نور سرمدم
شیخ الائمه صادق آل پیمبرم


من آخرین امام بقیع مدینه ام
زهر جفای خصم شرر زد به سینه ام


در لحظه های آخر عمرم به زمزمه
ابراز می کنم غم دل را به فاطمه
ادامه نوشته

دین از تو پدیدار شده حضرت صادق

دین از تو پدیدار شده حضرت صادق
شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق


از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند
انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق


دانشگاه شیعه که وجودش همه فخر است
از توست، گوهر بار شده حضرت صادق

ادامه نوشته

در قد قامت تو قد یار ریخته

در قد قامت تو قد یار ریخته

در غالب تو احمد مختار ریخته

 

به عمه های دست به دامن نگاه کن

دور و برت چقدر گرفتار ریخته

 

گفتی علی و نیزه دهان تو را رگفت

از بس که در اذان تو اسرر ریخته

ادامه نوشته