ا، ای آنکه خدا داده بسی جاه و مقامت

ا، ای آنکه خدا داده بسی جاه و مقامت

ب، بالله شده هر پیر و جوان مات کلامت

 

پ، پروانه صفت گرد تو مشغول طوافیم

ت، تا عرش خدا می بردم لذتِ نامت

 

ث، ثابت شده ما را که شما سرور مائی

ج، جبرییل دهد ای شه فرزانه سلامت

 

چ، چندی است که روحم شده آماج بلایا

ح، حالم مُتَحَوِل بنما جمله ز جامت

 

خ، خورشیدِ فروزان زِ رُخت وام گرفتست

د، دنیا شده مدیونِ تو ای بحر شهامت

ادامه نوشته

ا، الا مولایِ مه رویان کجایی

ا، الا مولایِ مه رویان کجایی

ب، بگو مولا نجف یا کربلایی

 

پ، پریشانم ، به داغت مبتلایم

ت، تو بر انسان و ایمان رهنمایی

 

ث، ثنایت باشد آقا افتخارم

ج، جوانم زانکه اربابم شمایی

 

چ، چرا من دل ببندم بر دو دنیا

ح، حریصم تا به بالینم بیایی

 

خ، خدامحور ،خدا باور، خدا رو

د، دعا کن بهرتان باشم فدایی

ادامه نوشته

از الف آوای بر لب تا به محشر عسکری است

از الف آوای بر لب تا به محشر عسکری است

اهلِ این کاشانه را مولا و رهبر عسکری است

 

ب، برائت می کنم از دشمنانش روز و شب

بهترین نامی که یادم داده مادر عسکری است

 

پ، پناهم داده با آن لطف مادر زادی اش

پور زهرا شیر غران یابن خیبر عسکری است

 

ت، توان کی از مقامش بر لب آوردن کلام

تا خدا دارد خدایی ذره پرور عسکری است

 

ث، ثنایش می کنم تا جان به تن باشد مدام

ثروتی داد آنکه ما را همچو زیور عسکری است

ادامه نوشته

ا، اى دوا بر درد بيماران ما

ا، اى دوا بر درد بيماران ما

ب، بهترين تفسير بر قرآن ما

 

پ، پيشوا بر خيل خوبان گشته اى

ت، تا ابد اى جان و اى جانان ما

 

ث، ثابتم فرما بر اين در تا ابد

ج، جان بگير اما نگير ايمان ما

 

چ، چشم ما را دور کن از غير خود

ح، حال ما را خوش بفرما جان ما

 

خ، خواهشم اين است و غير از اين مباد

د، در جزا بگذر وز آن عصيان ما

 

ذ، ذکر نامت را نگير از ما دمى

ر، رحم کن بر ما و بر ياران ما

ادامه نوشته

ا، اى دهمين رحمت پروردگار

ا، اى دهمين رحمت پروردگار

ب، بر من ماتم زده يک دم ببار

 

پ، پر بده نالايق پر بسته را

ت، تا برود صحن تو با افتخار

 

ث، ثابتمان کن تو در این لحظه ها

ج، جان على آن يل دُلدُل سوار

 

چ، چشمِ گنه کار مرا عفو کن

ح، حال که هستم به درت بى قرار

 

خ، خانه نما در دل اين بى وفا

د، در به درم کن يل زهرا تبار

ادامه نوشته

ا، اى دوا بر درد عالم يا جواد ابن الرضا

ا، اى دوا بر درد عالم يا جواد ابن الرضا

ب، بهترين اولاد آدم يا جواد ابن الرضا

 

پ، پادشاها نيست در قلبم ز فردا وحشتى

ت، تا تو را دارم در آن دم يا جواد ابن الرضا

 

ث، ثبت کن آقا تو نامم را در آن طومار خویش

ج، جان طلب کن يابنَ خاتم يا جواد ابن الرضا

 

چ، چيست ما را خوشتر از گفتار گوهر بارتان

ح، حرفتان مانند مرهم يا جواد ابن الرضا

 

خ، خوش به حالش هر که دل را داده دستت روز و شب

د، دل شود زين گونه محرم يا جواد ابن الرضا

ادامه نوشته

ا، اى حرمت جنت الاعلاى ما

 ا، اى حرمت جنت الاعلاى ما

ب، بحر کرم زاده ى خيرالنساء

 

پ، پادشهان را شده اى نور عين

ت، تا به ابد بر همگان رهنما

 

ث، ثروت عالم نگهت باد و بس

ج، جان جوادت نگهى کن به ما

 

چ، چشم و چراغم شده ايوانتان

ح، حُرمت ما باشد از آنجا رضا

 

خ، خاک درت را که به چشمم زدم

د، ديده ز آن تحفه بگيرد جلا

ادامه نوشته

ا، اى جان رسول و جان حيدر

ا، اى جان رسول و جان حيدر

ب، بر دين خدا دليل برتر

 

پ، پروانه صفت به گرد يارى

ت، تا عرش خدا گشوده اى پر

 

ث، ثبت است ميان آسمان ها

ج، جانها به فدايت إبنِ جعفر

 

چ، چون ذات خدا بدون عيبى

ح، حجت شده اى به خلق داور

 

خ، خصمانه عدو تو را بيازرد

د، در صبح و مسا به ياد مادر

ادامه نوشته

ا، اى روح و روان راحت جان حضرت صادق

ا، اى روح و روان راحت جان حضرت صادق

ب، بر دين خدا نور عيان حضرت صادق

 

پ، پيوسته تو را مدح کند ذات خداوند

ت، تابنده ترينى به جهان حضرت صادق

 

ث، ثابت شده ما را که شما سرور مائى

ج، جان کن طلب از پير و جوان حضرت صادق

 

چ، چون بوده کلامت همه سر تا به سرش نور

ح، حرفت شده اش نقل دهان حضرت صادق

 

خ، خورشيد فروزان شده مبهوت جمالت

د، دارنده ى آن سر نهان حضرت صادق

ادامه نوشته

ا، اى جان من فداى تو يا باقرالعلوم

ا، اى جان من فداى تو يا باقرالعلوم

ب، بر لب بود ثناى تو ياباقرالعلوم

 

پ، پر باز مى کنم به هوايت ببين مرا

ت، تا دل شود سراى تو يا باقرالعلوم

 

ث، ثابت قدم کنى تو مرا گر در عاشقى

ج، جان مى دهم به پاى تو يا باقرالعلوم

 

چ، چشم و چراغ حضرت خيرالنساء توئى

ح، حاتم بود گداى تو ياباقرالعلوم

 

خ، خواب از دو چشم عاشق دیوانه می برد

د، درد و غم و بلاى تو يا باقرالعلوم

ادامه نوشته

ا، اى پادشاه کون و مکان زين العابدين

ا، اى پادشاه کون و مکان زين العابدين

ب، برتر ز درک پير و جوان زين العابدين

 

پ، پيوسته عاشقانه به ما لطف ميکنى

ت، تنها دليل خلقتمان زين العابدين

 

ث، ثابت نموده اى که ز اولاد حيدرى

ج، جنگيده اى به فن بيان زين العابدين

 

چ، چشمانِ فتنه را به خدا کور کرده اى

ح، حامى دين و راحت جان زين العابدين

 

خ، خواب از دو چشم قوم ستم کار برده اى

د، در گريه هاى وقت اذان زين العابدين

ادامه نوشته

ا، اى خدا را همه دم يار و مدد کار حسين

ا، اى خدا را همه دم يار و مدد کار حسين

ب، به رخت جلوه ى زهراست پديدار حسين

 

پ، پور حيدر نگهى جانب عشّاق نما

ت، تو بفرما ره اين غمزده هموار حسين

 

ث، ثروتم را بنگر نيست به جز مهر شما

ج، جان زهرا نظرى کن به منِ زار حسين

 

چ، چقدر گريه کنم، گريه بر احوال خودم

ح، حرمت را نشدم لايق ديدار حسين

 

خ، خودت آقا نظرى کن به من از جود و کرم

د، دلِ غافل، شده همواره گنه کار حسين

ادامه نوشته

ا، الا يا ايّها الساقی تو را من دوست مى دارم

ا، الا يا ايّها الساقی تو را من دوست مى دارم

ب، به غير از نامتان مولا ز دنيا جمله بيزارم

 

پ، پريشانم در اين عالم به دل دارم بسى ماتم

ت، تو را زائر نگشتم من بيا بنگر به رخسارم

 

ث، ثناخوانت شدم آقا تو ما را با صفا کردى

ج، جهان کى دل برد از ما ولايت را خريدارم

 

چ، چرا دل خوش کنم آقا به دستى غير دستانت

ح، حسن جان پور عين الله مدد فرما گرفتارم

 

خ، خودت را هديه کن بر من که خود بهتر ز بارانى

د، دلم را پاک کن جانا که من عبدى گنه کارم

ادامه نوشته

ا، اى مادر مظلومه ى ما حضرت زهرا

ا، اى مادر مظلومه ى ما حضرت زهرا

ب، بانوی علی بابِ دعا حضرت زهرا

 

پ، پيوسته تو را مدح کند احمد مختار

ت، تابنده ترين نورِ خدا حضرت زهرا

 

ث، ثابت قدم اندر ره مولاى جنانى

ج، جان داده ى از جور و جفا حضرت زهرا

 

چ، چون در ره مولا ز خود همواره گذشتی

ح، حيدر شده مديون شما حضرت زهرا

 

خ، خاکِ قدمت سرمه ی چشمانِ شَهان است

د، در نزد خدا بابِ عطا حضرت زهرا

ادامه نوشته

ا، اى خدا محور خدا باور على

ا، اى خدا محور خدا باور على

ب، بهترين سردار پيغمبر على

 

پ، پهلوانان را به خاک انداختى

ت، تنگ کردى عرصه برکافر على

 

ث، ثروتم باشد سراسر مهرتان

ج، جان فدايت مى کنم آخر على

 

چ، چهارده قرن است اما روز و شب

ح، حال ما را ميکنى بهتر على

 

خ، خاطرت را کى ز خاطر ميبرم

د، دشمنت را مى زنم خنجر على

ادامه نوشته

سرور و سالارِ ما مولا علی

سرور و سالارِ ما مولا علی

عالِمُ الاسرارِ ما مولا علی

 

ها ولیُّ اللّه ؛ امامُ العالمی

حمدُ للّه دردِ ما را مَرهَمی

 

ای دوای دردِ ما ؛ رأسُ الکرم

دل هوای وصل دارد در حرم

 

در حرم دل را مداوا کرده ای

گِره های کورِ ما وا کرده ای

 

در حرم حالم الهی کرده ای

مرده ای را که وَه که ماهی کرده ای

ادامه نوشته