ا، اى جان رسول و جان حيدر

ب، بر دين خدا دليل برتر

 

پ، پروانه صفت به گرد يارى

ت، تا عرش خدا گشوده اى پر

 

ث، ثبت است ميان آسمان ها

ج، جانها به فدايت إبنِ جعفر

 

چ، چون ذات خدا بدون عيبى

ح، حجت شده اى به خلق داور

 

خ، خصمانه عدو تو را بيازرد

د، در صبح و مسا به ياد مادر

 

ذ، ذکرت نشد از لبت ولى دور

ر، رفت از بدنت گر هر چه جوهر

 

ز، زندان شده قتلگاهت اى نور

ژ، ژوليده ز اين بلا پيمبر

 

س، سلطان تمام کائناتى

ش، شيداى تو هم دل است و دلبر

 

ص، صحنى که بود چو آسمان را

ض، ضامن شده اى براى نوکر

 

ط، طاقت ز کفم ربوده هردم

ظ، ظالم چو نشيندت برابر

 

ع، عمرت همه در بلا به سر شد

غ، غمديده در اين ميانه دختر

 

ف، فرياد رسى کند ز اين قوم:

ق، قبرت همه تا به روز محشر

 

ک، کى مى روم از کنارت اى دوست

گ، گردن زندم اگر چه کافر

 

ل، لب هاى حسين و کودکانش

م، مى زد به دلت هماره آذر

 

ن، نامد که عدو سرت ببرد

و، واى از تن لاله گونِ بى سر

 

ه، هر صبح و مسا تو گريه کردى

ی، يکپارچه بر گلان پرپر

 

شاعر : سیروس بداغی