جمعِمان جمع كه تا نقش خيالی بزنيم

جمعِمان جمع كه تا نقش خيالی بزنيم

كوچه باغی برويم و پر و بالی بزنيم

 

پای حافظ مِی ای از شعر زلالی بزنيم

جمعمان جمع بياييد كه فالی بزنيم

 

شاهِ شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان

كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

 

بگذاريد از اين فاصله بويی بكشيم

در ِخُم را بگشاييم و سبويی بكشيم

 

تيغ ابروی كجش را به گلويی بكشيم

صد و سی و سه نفس نعره ی هويی بكشيم

ادامه نوشته

مژده که از دامن ام البنین

مژده که از دامن ام البنین

سر زده خورشید در این سرزمین

 

میر و علمدار شه کربلا

نور دل حیدر و ام البنین

 

ماه بنی هاشم خورشید حق

کوکب رحمت شه دنیا و دین

 

آنکه شده دست یداللهیش

چون اسدالله برون زآستین

 

اختر تابنده برج حیا

گوهر رخشنده بحر یقین

ادامه نوشته

ای حرمت قبله حاجات ما

ای حرمت قبله حاجات ما

یاد تو تسبیح ومناجات ما

 

تاج شهیدان همه عالمی

دست علی ماه بنی هاشمی

 

همقدم قافله سالار عشق

ساقی عشاق و علمدار عشق

 

سرور و سالار سپاه حسین

داده سر و دست براه حسین

 

عم امام و اخ و ابن امام

حضرت عباس علیه السلام

ادامه نوشته

امشب برای  فاطمه  گوهر  رسیده است

امشب برای  فاطمه  گوهر  رسیده است

شادی به قلب و جان پیمبر رسیده است

 

حیدر نظاره کن که دلبر رسیده است

مژده بده  حسن برادر رسیده است

 

کوری چشم دشمن زهرا و مرتضی

حالا دوباره فاطمه مادر شده خدا

 

او آمده تا که خدایی کند مرا

مشغول کسب و کار گدایی کن مرا

 

بال و پرم دهد هوایی کند مرا

امشب زلطف کرببلایی کند مرا

ادامه نوشته

سرا پا حسين يا عباس

سرا پا حسين يا عباس

سير تو تا حسين يا عباس

 

همه جا با حسين يا عباس

سخنت يا حسين يا عباس

 

هم تو باب الحوائج همه‌ای

هم چراغ دل دو فاطمه‌ای

 

آفتاب رخ تو ماه علی است

راه تو از نخست راه علی است

 

به دو بازوی تو نگاه علی است

دست و چشم تو بوسه گاه علی است

ادامه نوشته

ماه عشق است، ماه عشاق است

ماه عشق است، ماه عشاق است

ماه دل های مست و مشتاق است

 

درِ میخانه‌ی کرم شد باز

الدخیل، این حریمِ رزاق است

 

ریزه خوارش فقط نه اهل زمین

جرعه نوشش تمام آفاق است

 

بی حساب است فضل این ساقی

شب جود و سخا و انفاق است

 

بین دل های بیدلان امشب

با سر زلف یار میثاق است

ادامه نوشته

حاشا که من جدا ز شه کربلا شوم

حاشا که من جدا ز شه کربلا شوم

حاشا که من مخالف اهل ولا شوم

 

بیگانگی چرا کنم از شاه انس و جان

با دشمنان دین خدا آشنا شوم؟

 

ابن زیاد کیست که ما را دهد پناه؟

حاشا که من مطیع به شمر دَغا شوم

 

هرگز جدا نمی شوم از شاه کربلا

بایست با گروه بلا همصدا شوم

 

آیا رواست دامن پاکش کنم رها؟

دور از طریق و صحبت اهل وفا شوم؟

ادامه نوشته

بايد حسين دم بزند از فضائلت

بايد حسين دم بزند از فضائلت

وقتی حسينی است تمام خصائلت

 

تعبيرهای ما همه محدود و نارساست

در شرح بيکرانی اوصاف کاملت

 

بي شک در آن به غير جمال حسين نيست

آئينه ای اگر بگذاری مقابلت

 

ای کاشف الکروب عزيزان فاطمه

غم می بری ز قلب همه با شمائلت

 

در آستانة تو گدايی بهانه است

دلتنگ ديدن تو شده باز سائلت

ادامه نوشته

می آید از بهشت خبرها یكی یكی

می آید از بهشت خبرها یكی یكی

امشب گشوده شد همه درها یكی یكی

 

وقتی علی دوباره قدم می زند به خاك

مبهوت می شوند نظرها یكی یكی

 

بالا بلندی آمده و پیش قامتش

خم می شوند كوه و كمرها یكی یكی

 

تنها خلیل نیست كه یعقوب هم رسید

قربانیش كنند پسرها یكی یكی

 

یك قوم از جمالش و یك قوم از جلال

دل نَه كه می درند جگرها یكی یكی

ادامه نوشته

عشق تکرار آدم و حواست

عشق تکرار آدم و حواست

سیب ممنوعه ی بهشت خداست

 

عشق یک واژه ی جدیدی نیست

ماجرای قدیمی دنیاست

 

مثل یک ماه اول ماه است

گاه پیدا و گاه نا پیداست

 

نسل ماه نسل عاشقند اصلا

عاشقی شغل خانواده ی ماست

 

عشق مشق شب بزرگان است

مثل سجاده ای که رو به خداست

ادامه نوشته

ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی

ای جبرئیلم تا خدایت پرکشیدی

از مادر چشم انتظارت دل بریدی

 

جز ام لیلا کس نمی فهمد غمم را

من پیر گشتم تا چنین تو قد کشیدی

 

تنها نه دل گرمی مادر بوده ای تو

بر خاندان فاطمه روح امیدی

 

بر گردنم انداختی با دستهایت

زیبا مدال عزت اُمّ الشهیدی

 

زینب کنار گوش من آهسته می گفت

هرگز مپرس از دخترت از چه خمیدی

ادامه نوشته

ای علمداری که دستت بوسه گاه مرتضاست

اي علمداري که دستت بوسه گاه مرتضاست

افضل الاعمال حيدر بوسه بر دست شماست

 

اقتدا بر مرتضي کردند جمع اهل بيت

دست توسرشار از عطر نسيم بوسه هاست

 

بوسه بر دست تو طعم بوسه بر قرآن دهد

دستهايت آيه هاي سفره دار هل اتاست

 

امتياز بوسه بر دست تو، دست فاطمه است

چونکه مَس آيه تطهير پاکان را سزاست

 

صف کشيدند انبيا تاکه خدا رخصت دهد

بوسه بر دستت زنند، اين آرزوي انبياست

ادامه نوشته

امشب شب توسّل ما بر دو دست توست

امشب شب توسّل ما بر دو دست توست

در عشق حرف اوّل دفتر دو دست توست

 

تا مشک خالی تو شود پر ز اشک ما

رزق تمام گریه کنان بر دو دست توست

 

ای دست انبیاء و ملائک دخیلتان

باب المراد تا خود محشر دو دست توست

 

ای مستجار حضرت ارباب، الدّخیل

زیبا قمر، پناه برادر دو دست توست

 

ای مسجدی که وقف شدی بر حسینیه

گلدسته های نذری مادر دو دست توست

ادامه نوشته

دریای عشق همدم ساحل نمی شود

دریای عشق همدم ساحل نمی شود

بی نُقل یار گرمی محفل نمی شود

 

بیدل شدن طریقه ی عشاق کربلاست

هر آدمی که عاشق و بی دل نمی شود

 

ای ساقی حسین سرم زیر پای توست

هر که تو را شناخت که عاقل نمی شود

 

از کودکی به پای امامت نشسته ای

بی خود کسی خدای فضائل نمی شود

 

ساقی خانواده، علمدار بی نظیر

کرب و بلا بدون تو کامل نمی شود

ادامه نوشته

شعرم شده سرشار شمیم حرم تو

شعرم شده سرشار شمیم حرم تو

با خاطره ها دلخوشم و با کرم تو

 

با خاطره هایی که شده دار و ندارم

دارد همه ی کودکیم بوی غم تو

 

انگار که از کوچه ی ما می گذرد باز

سنج و کتل و پرچم و طبل و علم تو

 

این بوی خوش کندر و اسفند و گلاب است

از آه دم دسته ی لبریز دم تو

 

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

سقای حرم سید و سالار نیامد

ادامه نوشته

در آسمان چشمت پر می زنم شب و روز

در آسمان چشمت پر می زنم شب و روز

تا عشق بی کرانت پر می زنم شب و روز

 

بر طاق ابروی تو همواره در سجودم

می دانم از تو دارم سرمایه ی وجودم

 

بی تو می محبت یک لفظ تارسا بود

خلقت بدون عباس گوییکه ناروا بود

 

خال لب تو باشد مقصود من و مقصد من

عشق تو گشته نور این چهره ی بد من

 

در سایه بان لطفت نیرو به جان گرفتم

در پیچ و تاب مویت من آشیان گرفتم

ادامه نوشته

هرکس که با تو بوده اگر با تو هست ماند

هرکس که با تو بوده اگر با تو هست ماند

دنیا تو را نداشت که اینگونه پست ماند

 

چون روز روشن است که پیروز جنگ کیست

بر قلب دشمنان تو داغ شکست ماند

 

در زیر رقص تیغ تو دراوج کار زار

هرکس که ایستاد، نه،هرکس نشست ماند

 

سر رابه صخره ها زده هر روز علقمه

یک عمر در هوای تو این گونه مست ماند

 

حق می دهم به آب اگر جزر و مد کند

بعداز تو کم کسی ست که یکتا پرست ماند

ادامه نوشته

از باده ی نابت دل عاشق و شیداست

از باده ی نابت دل عاشق و شیداست

مجنون رخ ماه تو صد یوسف و لیلاست

 

ای خط مدارج، ای ضد خوارج

دستان همه به دامنت باب الحوائج

 

امیدِ عالمِینه، پناه زینبه

همه عالم بدونه، علمدارِ حسینه

 

در روز قیامت از روی عنایت

دستان تو را فاطمه آرَد به شفاعت

 

مجنون حسینم، مدیون حسینم

من تا ابد نوکر دربارِ حسینم

ادامه نوشته

دلداه ی ذریه ی زهراست عباس

دلداه ی ذریه ی زهراست عباس

جان بر کف میدان عاشوراست عباس

 

باب الکرم، باب الولا، بابا الحوائج

باب الحسین و کعبه ی دل هاست عباس

 

زخم تنش آیات ایثار و شهادت

قرآن ز پا تا سر، ز سر تا پاست عباس

ادامه نوشته

ای لشکر حق را سر و سردار ابالفضل

ای لشکر حق را سر و سردار ابالفضل

وی دست علی در صف پیکار ابالفضل

 

هم خون حسین بن در تن پاکت

هم روح تو در پیکر ایثار ابالفضل

 

ریحانه ی دو فاطمه، ماه سه خورشید

آرامِ دلِ حیدر کرار ابالفضل

ادامه نوشته

مشک بر دوش به دریا آمد

مشک بر دوش به دریا آمد

همه گفتند که موسی آمد

 

‏نفس آخِر ماهی­ ها بود

ناگهان بوی مسیحا آمد

 

‏از سر و روی فرات، آهسته

موج می ريخت که سقا آمد

ادامه نوشته

یا که خدا به خلق بپیمبر نمی دهد

یا که خدا به خلق پیمبر نمی دهد

یا گر دهد پیمبر ابتر نمی دهد

 

حتی اگرچه فیض الهی به هیچ کس

غیر از رسول سوره کوثر نمی دهد

 

دختر در این قبیله تجلی کوثر است

بیخود خدا به فاطمه کوثر نمی دهد

ادامه نوشته

شهر شام و شروع ماتم بعد

شهر شام و شروع ماتم بعد

همه در دست نیزه و نیرنگ

 

چه شده شهر غرق در شادی

آن طرف آتش و هزاران سنگ

 

ای امان از دل رباب حزین

دل زینب هماره بی تاب است

ادامه نوشته

در کشور عجم عربی سروری کنی

در کشور عجم عربی سروری کنی

چیزی نمانده است که پیغمری کنی

 

با عشق تو ارمنه پیوند می خورند

در کسبشان به تو سوگند می خورند

 

زرتشتیان برای شما تکیه می زنند

سینه برای مَشک تو با گریه می زنند

ادامه نوشته