مشک بر دوش به دریا آمد
مشک بر دوش به دریا آمد
همه گفتند که موسی آمد
نفس آخِر ماهی ها بود
ناگهان بوی مسیحا آمد
از سر و روی فرات، آهسته
موج می ريخت که سقا آمد
او قسم خورده که سقا باشد
آن زمانی که به دنیا آمد
دست بر زیر سرِ آب نبرد
علقمه بود که بالا آمد
کاش آن تیر نمی آمد، حیف
از بد حادثه امّا آمد
انکسار از همه جا می بارید
از حرم شاه حرم تا آمد
داشت آماده هجرت می شد
که در این فاصله زهرا آمد
از دل علقمه زیبا می رفت
مثل آن لحظه که زیبا آمد
شاعر : علی اکبر لطيفيان
منبع : پایگاه اشعار آیینی علی اکبر لطیفیان (روضه)
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۸/۱۰ ساعت 14:33 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین