مشک بر دوش به دریا آمد

همه گفتند که موسی آمد

 

‏نفس آخِر ماهی­ ها بود

ناگهان بوی مسیحا آمد

 

‏از سر و روی فرات، آهسته

موج می ريخت که سقا آمد

 

‏او قسم خورده که سقا باشد

آن زمانی که به دنیا آمد

 

‏دست بر زیر سرِ آب نبرد

علقمه بود که بالا آمد

 

‏کاش آن تیر نمی آمد، حیف

از بد حادثه امّا آمد

 

‏انکسار از همه جا می بارید

از حرم شاه حرم تا آمد

 

‏داشت آماده هجرت می شد

که در این فاصله زهرا آمد

 

از دل علقمه زیبا می رفت

‏مثل آن لحظه که زیبا آمد

 

شاعر : علی اکبر لطيفيان

منبع : پایگاه اشعار آیینی علی اکبر لطیفیان (روضه)