در قد قامت تو قد یار ریخته
در قد قامت تو قد یار ریخته
در غالب تو احمد مختار ریخته
به عمه های دست به دامن نگاه کن
دور و برت چقدر گرفتار ریخته
گفتی علی و نیزه دهان تو را رگفت
از بس که در اذان تو اسرر ریخته
معلوم نیست پیکرت اصلا" چگونه است
بهتر نگاه می کنم انگار ریخته
داره زره ضریح تو را حفظ می کند
بازش اگر کنند بالاجبار ریخته
یک روز جمع کردن تو وقت می برد
امروز بر سرم چقدر کار ریخته
زیر عبا اگر بروم پا نمی شوم
از بس به روی شانه ی من بار ریخته
گیسوی تو همین که سرت نیمه باز شد
از دو طرف به شانه ات یار ریخته
آن کس که تشنگی مرا پاسخی نداد
حالا نشسته بر جگرم خار ریخته
شاعر : علی اکبر لطیفیان
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۴/۰۵/۱۶ ساعت 11:34 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین