چه زود گذشت فراموش حکم داورشان
چه زود گذشت فراموش حکم داورشان
چه زود عهد شکستند با پیمبرشان
چه زود اجر رسالت به مصطفی دادند
چه زود رفت کلام خدا ز خاطرشان
جواب حق نمک، داده شد به غضب فدک
جزای ختم رسل شد شرار آذرشان
دو گوشواره ی عرش خدای می لرزیذ
چو گوشواره به گلزار وحی پیکرشان
گهی به همره بابا فتاده اشک فشان
گهی به گریه دویدند دور مادرشان
همین که مادرشان بر روی زمین افتاد
دو دست کوچک خود را زدند بر سرشان
ز ضربه ای که به مادر رسید فهمیدند
که شد شهید همان پشتِ در برادرشان
هزار سال فزون بعد دفن این دو شهید
ندیده کس اثر ز تربت مطهرشان
علی به فاطمه می سوخت و فاطمه به علی
شراره ی دلشان بود اشک دخترشان
مغیره فاطمه را می زد و علی می دید
هزار حیف که یک تن نبود یاورشان
خدا گواشت که زهرا شهیده رفت به خاک
اگر چه نیست گروهی هنوز باورشان
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۳ ساعت 14:0 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین