ماتم گرفته حال و هوای مدینه را

پوشیده کعبه رخت عزای مدینه را

 

خاکم به سر که دست اجل تیشه بر گرفت

وز پا فکند نخل رسای مدینه را

 

رکن علی شکست ز فقدان مصطفی

در بر گرفت خاک، صفای مدینه را

 

زین غم که در محاق نهان ماه یَثرِب است

ابر عزا گرفت فضای مدینه را

 

ای دل بیا چو شاخه حَنانه ناله کن

بنگر به ناله اَرض و سَمای مدینه را

 

آدم گریست تا که ملائک به روی دست

برند سوی سدره همای مدینه را

 

جسم نبی سه روز زمین ماند و آسمان

سایه فکند کرب و بلای مدینه را

 

بر بام بیت وح برافراست دست کفر

از دود درب خانه لوای مدینه را

 

دردا که جای تسلیت از کین عدو شکست

آیینه رسول نمای مدینه را

 

دردا که دشمنان جلوی چشم فاطمه

بستند دست عقده گشای مدینه را

 

تسکین شود مگر دل زهرا در این عزا

بسرود « رستگار » عزای مدینه را

 

شاعر : سید محمد رستگار