یا رب چرا خلق جهان را سینه چاک است

گویا تن پاک پیمبر زیر خاک است

 

از حضرت روح الامین شهپر شکسته

گرد یتیمی بر رخ زهرا نشسته

 

چون مرغ شب سبطین احمد در فغانند

دریا صفت از دیده گوهر می فشانند

 

روز جهان از این مصیبت گشته شب

عرش علا لرزان بود چون قلب زینب

 

رنگ شفق از این مصیبت نیلگون شد

خورشید و مه را دیدگان دریای خون شد

 

اندر فلک افلاکیان را بال و پر سوخت

از هجر و غم زهرای اطهر را جگر سوخت

 

سیفی چه گوید در غم و سوگ و عزایش

وا حسرتا صاحب عزا باشد خدایش

 

شاعر : محمد سیفی