غنچه خندید که گل پیدا شد

فصل سبز چمن طاها شد

 

سِرٌ سربسته ی ایمان آمد

عسکری حجت یزدان آمد

 

جشن و شور ست بپا در افلاک

نور باران شده آیینه خاک

 

یوسف حُسن به کنعان آمد

عسکری حجت یزدان آمد

 

قدسیان عطر طرب می بویند

همه تسبیح خدا می گویند

 

عرش از نور چراغ آمد

عسکری حجت یزدان آمد

 

نسل دین سلسله عترت اوست

عطر ایمان اثر دولت اوست

 

والد مهدی قَران آمد

عسکری حجت یزدان آمد

 

اهل دل دست به دعا بردارید

سجده ی شکر خدا بگذارید

 

از خدا رحمت و غفران آمد

عسکری حجت یزدان آمد