نگاش به سمت آسمون
نگاش به سمت آسمون دستی به موهاش میکشید
خسته میشد بلند میشد زخمای پا رو میشمرد
یکی دو تا و هفت تا زخم دستی به موهاش میکشید
خسته میشد بلند میشد زخمای دستاشو میدید
به ماه آسمون میگفت شمع شبستون
منی یاد عمو بخیر که تو مثل عمو جون منی
راستی از تو آسمون ببین بابای من کجاست
بهش بگو که دخترت ساکن تو خرابه هاست
بهش بگو دختری که شونه به موهاش میزدی
جون به لبش رسیده و تو از سفر نیومدی
بگو خزون غنچه های سرخابی رو زرد میکنه
از اون شبی که میدونی هنوز دلم درد میکنه
من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم
بابا شکسته دستی دندان شیری ام را
عمه در چشم تو پیداست و من
خواب در چشم تو زیباست و من
در میان همه چون مادر تو
خواهرت ام ابیهاست و من
دیدم آن شب که ز ره جا ماندم
مادرم فاطمه تنهاست و من
خواب رفتم به روی دامن او
خواب دیدم سر باباست و من
وقتی از خواب پریدم دیدم
سیلی و دشمن و صحراست و من
بعد از آن شب همه جا تاریک است
شب و روزم شب یلداست و من
چون عمو روی پر از خون دارم
ماه پر خون تو سقاست و من
چشم خود باز نگه دار دمی
عمه در چشم تو پیداست و من
سایه ات از سر من رفت که رفت
سر تو از بر من رفت که رفت
در جوابم که عمو کو گفتی
همه لشکر من رفت که رفت
لاله گون لاله گوشم شده و
هدیه اکبر من رفت که رفت
تکه خیمه شده چادر من
در عوض معجر من رفت که رفت
اجرا شده توسط مداح اهل بیت حاج محمود کریمی
منبع : کم حرفی
بسم رب الحسین