ساقيا جامي بده دلدار ياران آمده

بر كوير تشنه دل ابر باران آمده

 

جام را پرکن زمي تا سازگار آيد مرا

چون به جمع عاشقان معشوق جانان آمده

 

دل به هوش آید ز عطر وبوی او

آن كه در دل جاي اوست از نزد جانان آمده

 

با شراب ناب ناب پاك كن زمن زنگار دل

چون ز بهر اين دلم دلدار مهمان آمده

 

مي كنم تقديم او جان را اگر خواهد زمن

چون به جمع عاشقان معشوق خوبان آمده

 

من مريد و او مراد و رهنماست

سوي گمراهان ره، او رهنمايان آمده

 

بادة عشقش به جوش آورده اين جان مرا

باده نوش جان من پر كرده پيمان آمده

 

محفل انس مريدانش شده باغ بهشت

گل ز گلزار بهشت در اين گلستان آمده

 

همزمان با مهر برآمد فروغ ماه مهر

روشني بخش جهان در اين شبستان آمده

 

غم رها سازيد و از شادي دل را پر كنيد

در صف دلدادگان دلدار خوبان آمده

 

سبزه می روید و گل در رقص با باد صباست

من يقين دارم به باغ بوي بهاران آمده

 

شيعيان در شور و شادي  دشمنان دين درغم

از براي دين حق، يار و نگهبان آمده

 

در طرب جمع محبّان تا به صبح صادقند

صادق آل محمد سوي ياران آمده

 

شاكرم بر درگه حق زين سعادت تا ابد

چون براي مؤمنان سردار ايمان آمده

 

لطف و احسانش بي حدمن به لطفش راجيم

شافع روز جزا از روي احسان آمده

 

شاعر : محمد رجب زاده - راجی

منبع : سایت جامع فرهنگی - مذهبی فلاح