گل را به رونمای حسن آفریده اند
گل را به رونمای حسن آفریده اند
دل را ز خاک پای حسن آفریده اند
بر بام عرش پرچم آقائیش زدند
ما را ز جان گدای حسن آفریده اند
فردوس و جنتی که بقرآن ستوده اند
از ناز چشم های حسن آفریده اند
آن پرچمی که دست علمدار کربلاست
از گوشه ی عبای حسن آفریده اند
سلطان عشق سایه نشین لوای اوست
عشٌاق را فدای حسن آفریده اند
جود و سخا و حُسن و دلیری و صبر را
در سایه ی لوای حسن آفریده اند
فهم کسی به ساحت صبرش نمی رسد
غم را فقط برای حسن آفریده اند
عالم برای غربت او گریه می کند
نی را پر از نوای حسن آفریده اند
تنها کسی که مَحرم غم های مادر است
در کوچه کربلای حسن آفریده اند
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۱۴ ساعت 14:0 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین