روزی که خاک صحن رضا آفریده شد

مهر سجود اهل سما آفریده شد

 

خورشید از میان ضریحش طلوع کرد

بر گنبدش رسید و طلا آفریده شد

 

آوای آسمانی نقاره خانه اش

پیچید در هوا و صدا آفریده شد

 

از حلقه های پنجره فولاد محشرش

عیسی که جان گرفت، شفا آفریده شد

 

موسی ز دست خادم دربار صحن او

وقتی مدد گرفت عصا آفریده شد

 

از سایِبان گوشه ی صحن مطهرش

راهی به سوی کرببلا آفریده شد