ای شهیدان ای بلاجویان عشق

ای سر و جان داده در میدان عشق

 

بسکه سر سودید بر درب وصول

یافتید از سوی حق اذن دخول

 

ما کجا و درک آن فیض جلیل

دست ما کوتاه و خرما بر نخیل

 

هر محله می دهد بوی شهید

نام صدها کوچه شد کوی شهید

 

از شما بس بیقراری مانده است

مادران داغداری مانده است

 

روح ندبه ندبه ی پر سوزتان

یا وجیها" ذکر شام و روزتان

 

جان فدای دین و میهن ساختید

پای این ر سر ز پا نشناختید

 

مرگ بر پس فطرتان این دیار

چون زبیر و طلحه در این روزگار

 

دست از راه شما برداشتند

پا به روی خونتان بگذاشتند

 

آروزی هر شهیدی این بود

گفتگوی هر شهیدی این بود

 

در میان هر لباسی هر که هست

دزد را باید برید از شانه دست

 

گر شما را کوله بار عزت است

باز ما بر شانه مسئولیت است

 

حق شناسی از شهیدان عزت است

هر که برد از یادتان بی غیرت است

 

وعده ی ما و شهیدان در جزاست

خونشان فردا گریبانگیر ماست

 

در شب حمله به شور و زمزمه

رمز پاتک هایتان یا فطمه

 

یاد عاشورا چراغ بَزمِتان

یاحسین بین علی در رمزتان

 

کشور ما کشور پیغمبر است

نور  چشم این ولایت حیدر است

 

وای اگر دل بی غم زهرا شود

وای اگر روزی علی تنها شود