ای انتظار چشم پر از خون فاطمه
ای انتظار چشم پر از خون فاطمه
ای انفجار بغض گریبان فاطمه
ای منتقم به کشته گودال کربلا
ای معتکف به حالت گریان فاطمه
قحطی نشسته بر در ایوان ناله ها
ای ذوالفقار و رعشه طوفان فاطمه
یا فارس الحجاز زمین ظلمت ست بیا
درمانگر نگاه پریشان فاطمه
بغض گران نشسته به پهلوی مادرت
اری گران گذشته به چشمان فاطمه
بند جفا کشانده دو دستان مرتضی
آتش گرفت و شعله ز دامان فاطمه
شرمنده باد روی سیاه حقیرتان
نفرینتان ز آه پریشان فاطمه
شاعر : ملکه عزیزی
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۴/۱۰/۲۲ ساعت 14:13 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین