غفاری و حکیمی و ربی و داوری
غفاری و حکیمی و ربی و داوری
فوق عروج وهم و فراتر ز باوری
از هر چه دیده اند و ندیدند خوب تر
وز هر چه گفته اند و نگفتند برتری
خالیست از ثواب و پر است از خطا و جرم
پرونده ی سیاه مرا هر چه بنگری
من کمترم از اینکه بسوزانی ام به نار
تو برتری از اینکه به رویم بیاوری
خواهی ببخش و خواه بسوزان در آتشم
من عبد کوچکم تو خداوند اکبری
پرسی اگر تو کیستی و من که، گویمت
من بنده ی فراری و تو بنده پروری
در پیش وسعت کرمت نیز کوچک است
حتی اگر از گناه همه خلق بگذری
من داخل بهشت ولای علی شدم
باور نمی کنم که تو در دوزخم بری
ما را هماره بار معاصی به روی دوش
تو دم به دم حوائج ما را برآوری
«میثم» گناهکار و تو بخشنده کریم
کز لطف خویش ناز گنهکار می خری
شاعر : غلامرضا سازگار
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۱۰/۲۴ ساعت 18:42 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین