از حيدرت سه ماهه چرا رو گرفته اي

با گريه هاي مخفي خود خو گرفته اي

 

يک دست بر جراحت پهلو گرفته اي

يک دست بر کبودي بازو گرفته اي

 

صد پاره فاطمه ز غمت آب شد علي

تو با همين سکوت شدي قاتل علي

 

اي استخوان شکسته حيدر نفس مکش

شعله کشد ز آه تو ديگر نفس مکش

 

باشد براي زخم تو بهتر نفس مکش

رنگين شده ز خون تو بستر نفس مکش

 

من بي سپاه ميشوم اي لشکرم بمان

خانه خراب ميشوم اي همسرم بمان

 

شاعر : منوچهر جعفری

منبع : وبلاگ السلام عليك يا اباعبدالله الحسين