من را به همین ناله و ماتم تو خریدی

با دیدن این دیده ی پُرنَم تو خریدی

 

عمریست که با روی سیاه آمدم اما

در روضه ی شب های محرّم تو خریدی

 

جز بار گناهم به خدا هیچ ندارم

هرچند که هست ارزش من کم تو خریدی

 

بر خوب و بد نوکر خود کار نداری

آنقدر رئوفی که دَرهَم تو خریدی

 

تا عاشق هیئت شدم و دل به تو دادم

در زیر همین بیرق و پرچم تو خریدی

 

شاعر : محسن زعفرانیه