تا که گریه بر حسین تمنای خلقت است

بین من و تمام ملائک رقابت است

 

نزدیک می کند دل ما را به هم، حسین

این اشک روضه نیست، که عقد اُخُوٌَت است

 

مقبول اگر شده است نمازی که خوانده ایم

مهر قبولیش به خدا مهر تربت است

 

ما از غدیر سینه زن کربلا شدیم

این دست های رو به خدا بیعت است

 

پیدا شدیم هرچه در این راه گم شدیم

یعنی فقط حسین چراغ هدایت است

 

از دخل آبروی حسین است خرج ما

نوكر برای صاحبش اسباب زحمت است

 

قران و منبر و دوسه خط روضه ی عطش

ساعات خوب هفته همین چند ساعت است

 

حالا كه بغض بسته به من راه حرف را

مقتل بخوان كه موقع ذكر مصیبت است

 

افتاده بود روی زمین زبر دست و پا

شعرم تمام می شود اینجا روایت است

 

كه چون تنگ شد بر او میدان

فتاد از حركت ذوالجناح از جولان

 

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

 

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

 

بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد

اگر غلط نكنم عرش بر زمین افتاد

 

شاعر : سعید پاشازاده

منبع : وبلاگ بانک اشعار مذهبی حرم شاه