ای ابر سیلی مانده به ماه رخسارت

تو گشته غمخوار من، من عزادارت

 

لب بستی و در سینه حبس سوز آهت شد

شرمنده ام که خانه ام قتلگاهت شد

 

اول فدایی علی از چه خاموشی

حیدر سیه پوشیده و تو کفت پوشی

 

بعد از تو گزدیده علی بی کس و تنها

تو رفتی و من مانده ام بین دشمن ها

 

هر کجا که در این شهر غم کو به کو گشتم

با قاتل سنگین دلت رو به رو گشتم

 

دیگر امیرالمؤمنین یاور ندارد

قرآن شده خانه نشین، کوثر ندارد

 

تاراج بیداد خزان شد همه هستم

انسیه الحورای من رفته از دستم

 

شاعر : غلامرضا سازگار