بریز آب روان اسماء، ولی آهسته آهسته

به جسم اطهر زهرا ولی آهسته آهسته

 

بریز آب روان تا من، بشویم مخفی از دشمن

تنش از یر پیراهن، ولی آهسته آهسته

 

همه خواب و علی بیدار، سرش بنهاده بر دیوار

بگرید از فراق یار، ولی آهسته آهسته

 

حسن ای نور چشمانم، حسین ای راحت جانم

بنالید ای عزیزانم، ولی آهسته آهسته

 

بیا ای دخترم زینب پیش مادرت امشب

بخوان او را به تاب و تب، ولی آهسته آهسته

 

رَوَم شب ها سراغ او، به قبر بی چراغ او

کنم زاری ز داغ او، ول آهسته اهسته

 

شاعر : غلامرضا سازگار