غالباً آن گذري كه خطرش بيشتر است

ميشود قسمت آن كه جگرش بيشتر است

 

قیمت عبد  به افتادن در سجاده ست

سنگ فرش حرم دوست زرش بيشتر است

 

خانه اي هست در اينجا كه كريم اند همه

سرِ اين كوچه اگر رهگذرش بيشتر است

 

دل ما سوخت در اين راه ولي ارزش داشت

هركه اينگونه نباشد ضررش بيشتر است

 

بي سبب نيست كه آواره ي هر دشت شديم

هر كه عاشق شود اصلاً سفرش بيشتر است

 

هرگدايي برسد لطف كه دارد، اما

به گدايان برادر نظرش بيشتر است

 

همه گفتند خدیجه ست ولی ما دیدیم

در جمالش كه جلال پدرش بيشتر است

 

وسعت روح بدن را به فنا ميگيرد

غير زينب چه كسي دردسرش بيشتر است

 

قصد كرده است خدا جلوه ي ديگر بكشد

سوره يِ مريمي از سوره يِ كوثر بكشد

 

بگذاريد همين جا به قدش سجده كنم

نگذاريد دگر كار به محشر بكشد

 

دختر اين است اگر، فاطمه پس حق دارد

از خداوند فقط مِنَّت دختر بكشد

 

مادر دَهر نزائيد و نخواهد زائيد

آنكه را از سر اين آينه معجر بكشد

 

بالِ جبريل به اين قُبه تمايل دارد

تا دمشق هست چرا جاي دگر پر بكشد

 

زينب آنقَدر بزرگ است كه آماده شده است

يكسره جام بلاي همه را سر بكشد

 

قبل از ايني كه خودش جلوه كند آماده ست

عالمي را به تماشايِ برادر بكشد

 

شاعر : علی اکبر لطیفیان

منبع : آموزش مداحی و اشعار مذهبی