ميشه با یک پرچم

يجا هیات باشه

 

میاد اونجا زهرا

حتی خلوت باشه

 

این کلام معصوم

زينت منبرهاس

 

دو نفر که باشن

سوميشون زهراس

 

شور و شوق روضت

توی عرش اعلاس

 

جمعيت اينجا نيست

جمعيت اون بالاس

 

تو نگفته خوندي

حرف ناگفتم رو

 

فکر هيات پر کرد

همه ی هفتم رو

 

تا ديدم بی تابم

تا ديدم پردردم

 

فرشاي هيات رو

آب و جارو کردم

 

یه بساط چايي

گوشه ميخونه

 

مجلسارو گرم کرد

عطر آبدار خونه

سرم و خم کردم

زیر پام عزت ريخت

 

خير ببينه اونکه

تو چاييت تربت ريخت

 

اشکم و به زخما

ی تو هديه کردم

 

خیلی وقتا شد که

 تنها گریه کردم

 

اشکا و لبخندام

با خودت شد قسمت

 

حاجتم رو دادي

پاي ديگ هيات

 

زندگيمو دسته

خودتون ميسپارم

 

كفشارو جفت كردم

جفت و جور شد كارم

 

شاعر : محمد جواد پرچمی

منبع : بانک اشعار مذهبی حرم شاه