اگرچه روز من و روزگار می گذرد
اگرچه روز من و روزگار می گذرد
دلم خوش است که با یاد یار می گذرد
چقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است
قطار عمر که در انتظار می گذرد
به ناگهانی یک لحظه عبور سپید
خیال می کنم آن تک سوار می گذرد
کسی که آمدنی بود و هست، می آید
بدین امید، زمستان، بهار می گذرد
نشسته ایم به راهی که از بهشت امید
نسیم رحمت پروردگار می گذرد
به شوق زنده شدن، عاشقانه می میرم
دوباره زیستم زین قرار می گذرد
همان حکایت خضر است و چشمه ظلمات
شبی که از برِ شب زنده داران می گذرد
شبت همیشه شب قدر باد و، روزت خوش
که با تو روز من و روزگار می گذر
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۲۱ ساعت 10:38 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین