چه روزها که به راهت نشسته ام بی تو
چه روزها که به راهت نشسته ام بی تو
به زیر بار غمت دل شکسته ام بی تو
چه عشق ها که به جانم چو ماه تابیدند
ولیبه غیر تو من دل نبسته ام بی تو
چه صبحدم که به یادت دعاکنان گفتم
به رغم عهد کسان عهد بسته ام بی تو
دلم رمیده ز خلق است و روزگارم تلخ
ز هر چه غیر وجودت گسسته ام بی تو
ز عشق روی تو داغی نشسته بر جانم
بیا که دیگر از این داغ خسته ام بی تو
مگر ز راه محبت به داد من برسی
که من ز دام شیاطین نرسته ام بی تو
ز دشمنان تو دیری است کرده ام دوری
ز دوستی بدان دست شسته ام بی تو
به انتظار تو تا کی نشینم از هجران
به عید و شادی دل، کی خجستهام بی تو
منبع : وبلاگ اشعار فاطمی
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۴/۱۱/۲۳ ساعت 14:34 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین