پیش چشم تری که باز شده
پیش چشم تری که باز شده
وسط معبری که باز شده
با اشاره پری که باز شده
میخورد به دری که باز شده
وای اگر که لگد، به کار آید
ضربه پای بد، به کار آید
حوریه بود و هیزم و آتش
چشم بی خیِر مردم و آتش
چادری در تلاطم و آتش
بود در آن میان گم و آتش
رحم بر صورتش نکرد اصلا"
لحظه ای راحتش نکرد اصلا"
چرخش در به سمت داخل بود
آن طرف دسته ای اراذل بود
مادری آن میان حائل بود
پهلوی حق به میخ باطل بود
چوبه ها یک به یک جدا شده اند
دردسر های مرتضی شده اند
دری افتاد و محوری افتاد
زنی افتاد و شوهری افتاد
سری افتاد و معجری افتاد
کوثری بین معبری افتاد
ناگهان وقت سوختن آمد
جان به لَب های پنج تن امد
ازدحام و سرو صدا، ای وای
پیش چشمان بچه ها، ای وای
مادری زیر دست و پا، ای وای
فضّه را میزند صدا، ای وای
فضّه این داغ را چکار کند
ردّ شلاق را چکار کند
پُر گناهان ثواب را بردند
آب ماند و گلاب را بردند
شیرِ بین طناب را بردند
سنگ ها بوتراب را بردند
بی عمامه به سوی مسجد رفت
رنگ ایمان ز روی مسجد رفت
بسم رب الحسین