ياد جنگ و جانفشاني ها به خير
ياد جنگ و جانفشاني ها به خير
شورها و عشق بازي ها به خير
ياد آن نام آشنايان صبور
آن پرستوهاي شاد و بي غرور
آن عزيزاني كه همت داده اند
باكري ها، كوه غيرت داده اند
همسراني پشت در پشت قيام
جان نثاران هميشه با امام
شير زنهايي كه آرش زاده اند
در ره حفظ شرف جان داده اند
ياد آنهايي كه زينب گونه اند
با حجاب و عاشق و بي كينه اند
صبرهاشان بوده صبر زينبي
ناله هاشان بوده از جنس علي
عشقشان را يار باور كرده بود
قلبشان آكنده از دُر كرده بود
سبز پوشان و پرستاران شب
همسران مانده با ام وهب
گر نبود آن همزباني هايشان
كي توان مي داد بر بازوي شان
كوه صبر و استقامت بوده اند
مظهر شور و شهامت بوده اند
زينب از زينب گرفته جملگي
روي پيشاني نشان بندگي
ياد آن گلهاي دشت ناريه
همسراني در شجاعت آسيه
عفت از زهراي اطهر ديده اند
كينه از قلب و دل خود چيده اند
عاشقاني مانده بي يار و شريک
مانده از آن روزها شان نام نيک
ياد آن گمنام هاي پشت خط
همرهان كوي فكه، هور و شط
هم صدا با باكري ها بوده اند
هم نفس با موج دريا بوده اند
طعنه هاي خصم در دل داشتند
تخم عشق و معرفت را كاشتند
كمتر از مردان غيرت نيستند
كي توان فهميد آنها چيستند
در صلابت مام موسی بوده اند
در شجاعت ارث حورا برده اند
چشم اهريمن نديده اشكشان
مي برد هفت آسمانها رشكشان
قلبهاشان معدن عشق و صفا
مادران و همسراني با وفا
ترس در قاموسشان جايي نداشت
ذلت و خفت خريداري نداشت
در حيا ميراث مريم برده اند
چون قسم بر اسم اعظم خورده اند
اين چنين نام آوراني داشتيم
پشت جبهه اين زنانی داشتيم
رهبر ما را گرامي داشتند
ياد او در سينه هاشان كاشتند
ياد آن پروانه هاي شب فروز
ياد آن سجاده ها در شام و روز
شاعر : جاویدان کرسف
منبع : ندای قلم
بسم رب الحسین