دیگر دلم به سیر چمن وا نمیشود
دیگر دلم به سیر چمن وا نمیشود
دیگر نشاط، هم نفس ما نمیشود
حتی اگر مسیح، طبیب دلم شود
دارد جراحتی که مداوا نمیشود
موسی اگر کند گذری سوی کاظمین
دیگر روان به وادی سینا نمیشود
از زخمهای سلسله چون یاد آورم
زنجیر شعله از جگرم وا نمیشود
یک تن نگفت سلسله در آن سیاه چال
درمان زخم گردن مولا نمیشود
حبس و شکنجه، قعر سیه چال و سلسله
این احترام یوسف زهرا نمیشود
گویی که آن ستمگر حق ناشناس را
جز با شکنجه عقده دل وا نمیشود
معصومه تسلیت که نصیب تو بعد از این
دیگر زیـارت رخ بابا نمیشود
مولای من کسی است که در حبس سالها
غافل دمی ز حی تعالی نمیشود
«میثم» هر آنچه بر سر عبد خدا رود
عبد خداست، بنده دنیا نمیشود
شاعر : غلامرضا سازگار
منبع : پایگاه اطلاع رسانی نخل میثم
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۲/۱۰ ساعت 21:14 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین