به دست باد نده اختیار گیسو را
به دست باد نده اختیار گیسو را
نوشته اند به پای تو این هیا هم را
شکوه تو غزلم را به باد خواهد داد
عزیرز، دست که دادی ترنج و چاقو را
خوشم بهجبر، مسلمان چشمتان باشم
بکش به روی دلم ذوالفقار ابرو را
بمان پناه حرم، معجری هراسان است
مگر نمی شنوی هق هق النگو را
به پیری پدرت رحم کن، ز جا برخیز
عصا به دست بده این خمیده زانو را
کنار داغ تو، داغ مدینه را کم داشت
خدا کند که نبیند شکاف پهلو را
شاعر : وحید قاسمی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۷/۲۹ ساعت 14:28 توسط گدای حرم
|
بسم رب الحسین